به آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط فرود آمد ، » كه اين اسباط از فرزندان يعقوب بودند و رسالت يكتاپرستى بر آنان نيز نازل مىشد .
«
وَ ما أُوتِيَ مُوسى وَ عِيسى وَ ما أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ
- و به آنچه به موسى و عيسى دادند ، و به آنچه به انبيا از جانب پروردگارشان داده شد ، » از تفاصيل اجتماعى شرايع و آموزشهاى اخلاقى و . . . و . . . و بگوييد :
«
لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
- ميان هيچ يك از آنان به تفاوتى قايل نيستيم و به او خود را تسليم كردهايم . » به خداى واحد تسليم شدهايم ، و به هر كس كه پروردگار ما فرستاده ، خواه عبرى باشد و خواه عربى ، و خواه از خانوادهء ما باشد يا نباشد ، خاضعيم .
[ 137 ] رسالت حقيقى خدا اين است ، و جز اين سخن ياوه است و گردنكشى و انحراف ، بدان سبب كه / 264 خدا براى مردم پيامبرى نژادى فراهم نمىآورد ، و به عصبيّت جاهلانه فرمان نمىدهد ، و ميان پيامبران و رسالتهاى خود تفاوت و جدايى قايل نمىشود .
«
فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا
- پس اگر همانند آنچه شما به آن ايمان داريد ايمان آورند ، راه يافتهاند ، » و حال ايشان همچون حال مؤمنان پيشين است و تفاوتى با آنان ندارند .
«
وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فِي شِقاقٍ
- و اگر رو گردانند ، در اختلافند ، » پس از خط كلى مستقيم منحرف شدهاند ، و مثل شما نيستند . . . و انحراف نه به زيادى و كمى شمارهء افراد بلكه با مقياس ديگرى اندازه گيرى مىشود كه عبارت از اندازهء ملتزم بودن به خط فطرت و حق و صراط مستقيم الاهى است ، و از همين روى كمى شماره نبايد ما را دچار ترديد كند ، و زيادى گردآمدن مردمان در پيرامون باطل ما را به وحشت بيندازد ، و بايد پيوسته آنان را با صفت متمردان جدايى طلب و اهل شقاق توصيف كنيم و به مبارزه بخوانيم ، و در اين هنگام :
«
فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
- خدا تو را از گزند آنان نگاه