تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
فرزانگى است و تدبير نيكو دارد ، و بنا بر اين از صفات فعل است ، و به معنى بسيار دانا نيز هست كه در اين صورت از صفات ذات است . 130 [ يرغب ] : رغبت به معنى دوست داشتن چيزى است كه در آن منفعتى براى نفس باشد ؛ و « رغبت فيه » يعنى به آن مايل شدم ، ضد « رغبت عنه » است به معناى از آن بيزار شدم . [ اصطفيناه ] : اصطفاء و اجتباه و اختيار همانند هم و به معنى برگزيدن است . و صفو نقيض كدر است . و صفوهء هر چيز خالص آن مىباشد . و « صفى الانسان اخوه الذى يصافيه » به معنى مودّت و دوستى است . 132 [ وصّى ] : وصّى و أوصى و أمر و عهد به يك معنى سفارش كردن و دستور دادن است . 133 [ شهداء ] : جمع شهيد است و شاهد و حاضر در معنى مثل هم هستند . 134 [ امة ] : امّت به هر جماعتى گفته مىشود كه كارى ، خواه دين واحد يا زمان واحد يا مكان واحد ، آنان را در كنار يكديگر جمع كرده باشد ، خواه آن امر مايهء اجتماع اضطرارى و تسخيرى باشد و خواه اختيارى ، و جمع آن امم است . پس امت به اهل ملت واحد گويند كه جمع كنندهء آن ، امام است . 136 [ الاسباط ] : واحد آن سبط است و آنان فرزندان اسراييل يعنى يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم بودند ؛ شمارهء اسباط دوازده بود از دوازده پسر يعقوب ، و گفته‌اند حسن و حسين دو سبط رسول اللَّه ( ص ) يعنى دو پسر او بودند . و اسباط در