را مىپذيرفتند .
«
ما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ لَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ
- كسانى از اهل كتاب كه كافر شدند ، و نيز مشركان ، دوست ندارند كه خيرى از پروردگارتان بر شما فرود آيد ، » / 229 و آنان رسالت را خيرى در نظر مىگيرند كه كسان ديگرى با آن بر ايشان برترى يافتهاند ، و لذا آتش خشم در جانشان زبانه مىكشد ؛ و خدا به سادگى به ايشان مىگويد : خدا مىداند كه رسالت خود را كجا قرار دهد :
«
وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ
- و خدا هر كه را بخواهد به رحمت خويش مخصوص مىگرداند . » رسالت ، همچون هر رحمت خدا ، چيزى است كه خدا آن را بر حسب آنچه بخواهد نه بنا بر آنچه مردمان بخواهند نازل مىكند .
«
وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
- و خدا صاحب فضل بزرگ است . » مىتواند همهء مردم را مشمول فضل خود سازد ، و اين در صورتى است كه حسد را كنار گذارند و عمل خود را براى خدا خالص سازند ؛ يهودى و مشرك اين امكان را دارند كه مسلمان راستين شوند و بر بسيارى از مؤمنان قديم تقدم و برترى پيدا كنند ، و مجال پيشرفت و ايمان آوردن و رسيدن به رحمت فراگير براى همه موجود است .
رسالتهاى خدا و تطور زمانى
[ 106 ] فرهنگ اسلامى ( حاشا للَّه ) پستتر از فرهنگ ديگران نيست ، و اگر ديگران كتاب دارند مسلمانان نيز كتابى كريم دارند . چه ، سرچشمهء فضل خدا كه آن كتابها را فرو فرستاد ، كتابى برتر و بالاتر از آن نازل كرد ، بدان جهت كه كتابى تازه است و به كار زندگى اين زمان و آينده مىخورد .
«
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
- هر آيه را كه از بين مىبريم يا آن را به دست فراموشى