از آنچه پيش از آن بوده نيست بيم نداشته باشند ، و از كسانى كه به چيزهاى كهنه و قديمى دلبستگى دارند نهراسند ، بلكه تنها از خدا بترسند .
اين دو آيه در محيط محافظهكار و راكد جزيرة العرب تأثيرى همچون تأثير صاعقه داشت كه در آنجا پيامبر اسلام ( ص ) توانست اوضاع قديمى را از پايه متزلزل كند ، و به جاى آن بنيانى تازه بنا كند ، و بلكه اجتماعى در حال پيشرفت بسازد كه از ابداع و ايجاد تطور و تكامل بحث كند ، تا آنجا كه چنين مجتمعى نيازمند قواعدى بازدارنده همچون آن شد كه رسول اللَّه ( ص ) گفت : « كل بدعة ضلالة » يعنى هر بدعتى گمراهى است .
[ 108 ] و قرآن مثلى دربارهء ماهيت فرهنگ قديم مىآورد كه چگونه فرهنگى / 231 آميختهء به شرك بود ، و مىگويد كه : پيروى يا حتى گوش دادن به اين فرهنگ ممكن است شما را از حق دور كند .
«
أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ كَما سُئِلَ مُوسى مِنْ قَبْلُ
- يا اين كه مىخواهيد از پيغمبر خود چنان پرسش كنيد كه از موسى پيش از اين چنان پرسيده شد . » اين پرسش در آن هنگام بود كه به او گفتند « أرنا اللَّه جهرة » ، خدا را آشكارا به ما بنما ، آيا مىخواهيد كه پس از ايمان آوردن كافر ، و پس از پاكدين بودن مشرك شويد ؟
«
وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ
- و هر كس ايمان را با كفر مبادله كند ، از راه راست گم شده است . » [ 109 ] و توجه كافران به شما بدان سبب نيست كه شما را به جهتى بهتر هدايت كنند ، بلكه براى ربودن هدايت و خيرى است كه در اختيار داريد ، و در نتيجه مىخواهند شما را ضعيف كنند و تزلزل در وجود شما پديد آورند ، و اين همه براى آن است كه با شما دشمنند و بر ايمانى كه داريد حسد مىبرند ، و مىدانند كه نيرومندى شما نهفتهء در دين تازهء شما است و لذا مىخواهند به هر وسيله شده آن را از ميان ببرند .