تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
/ 129

طبيعت چگونه فرمانبردار انسان شد ؟

رهنمودهايى از آيات :

در گفتگويى كه ميان خدا و فرشتگان صورت گرفت ، فرشتگان در آفرينش انسان به خدا اعتراض كردند و گفتند كه او به زودى به گناه خواهد پرداخت ؛ و خدا حقيقت را به ايشان شناساند و بيان كرد كه چگونه آدمى مىتواند تحمل علم و قدرت را داشته باشد ، و اين دو وجه تمايز به عنوان حكمت و هدف براى آفرينش انسان كافى است .

شرح آيات :

[ 30 ] اكنون به اين گفتگو گوش فرامىداريم : «
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ
- و هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت كه مىخواهم جانشينى در زمين قرار دهم ، گفتند : آيا كسى را در آن قرار مىدهى كه در آن تباهى كند و خونها بريزد در حالى كه ما به ستايش تو تسبيح مىكنيم و به تقديس تو مىپردازيم . » معنى كلمهء « خليفه » چيست ؟ چنان مىنمايد كه زمين مسكونى بوده و ساكنان آن نابود شده بودند و خدا مىخواست كسانى را در آن بيافريند كه در پى گذشتگان در آن ساكن شوند ، و لذا مقصود / 130 آن نيست كه خدا مىخواست جانشينى براى خود يعنى خليفة اللَّه و نايب و وكيل خدا در زمين بيافريند ، چه خدا نمرده بود كه كسى جانشين او شود . ولى ملائكه چگونه اين را دانسته كه آدمى در زمين فساد خواهد كرد ؟ آيا