بوده است و امام و پيشوا به معنى كسى است كه حق تقديم دارد و بايد به او اقتدا شود و اطاعت او واجب است .
[ السفك ] : دوست داشتن خون و خونريزى است .
[ نسبح ] : تسبيح به معنى پاك دانستن خدا است از آنچه شايستهء او نيست .
[ نقدس ] : تقديس پاك و پاكيزه كردن ، و نقيض آن تنجيس يعنى نجس و پليد كردن است .
36 [ ازلّهما ] : زلّة و خطيئة و معصية و سيئة به معنى واحد است ، و ضد خطيئة اصابة ( به معنى مصاب و بر حق بودن ) است . مىگويند « زلّت قدمه » يعنى « قدمش لغزيد » و « زلّ فى مقالته » در گفتار خود دچار لغزش شد .
و زلّة زوال از حق است و « أزلّه الشيطان » يعنى شيطان او را از حق لغزاند و دور كرد .
[ اهبطوا ] : هبوط و نزول و وقوع ( افتادن ) در معنى همانند يكديگرند ، و آن ، حركت كردن از بالا به پايين است . گاه هبوط به معنى درآمدن در جايى و فرود آمدن در آن به كار مىرود ؛ و خداى تعالى گفت : « اهبطوا مصرا » وارد مصر شويد .
[ مستقر ] : قرار به معنى ثبات است ، و مستقر ممكن است به معنى استقرار و قرار گرفتن باشد يا به معنى مكانى كه در آن استقرار صورت مىگيرد .
[ متاع ] : متاع و تمتع و متعة و تلذّذ معانى نزديك به يكديگر دارند ، و هر چه را كه مايهء تمتع و بهرهمندى باشد ، متاع مىخوانند .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: احمد آرام
ص١٣٤