مستند است بعلت اوّلى وگويد فعل خداى تعالى است بعد از وضوح معنى در عبارت مضايقتى نيست امّا اگر گويد كه اين افعال تابع قدرت وأرادت انساني نيست وفعل خدا است بىواسط أسباب وتكليف وامر ونهى وجهد وسعى مردم در ان تاثيرى نيست حاشا وكلّا اين اعتقاد مخالف حق است وبا وجود غير مطابق وآنچه بعضي گويند كه چون خداى تعالى بيش از خلق مردم دانست كه مردم چه خواهند كرد خلاف ان نتواند كرد واين جبر باشد در جواب بمعارضه گوئيم همچنانكه افعال مردم پيش از خلق ايشان دانست باعتراف تو افعال خود پيش از آفرينش ان هم دانست پس أو را تعالى هم جبر لازمايد وهر چه جواب تست در افعال أو تعالى جواب ما است در افعال مردم وآنچه تحقيق است در اين موضع آنست كه علم أو تعالى هر چند موجب فعلى معيّن باشد اما چون موجب فعلى باشد كه سبب قريب ان فعل قدرت وأرادت شخص باشد منافى اختيار آن شخص نباشد چنانچه در فصل ششم گفته امد وآنچه گويند در جهد چه فايده اگر خداى تعالى كسى را چيزى تقدير كرده است اگر جهد نكند لا محاله باو رسد واگر تقدير نكرده باشد وأو بسيار جهد كند باو نرسد جواب اين هم از آنچه گذشته معلوم شد چه آنچه خداى تعالى در چنان تقدير كرده باشد كه بتوسط جهد حاصل شود آن كس را كه جهد نكند حاصل نشود وجهد ناكردن دليل ناكردن تقدير خداى تعالى باشد چنانكه عدم الت تناسل در خلقت دليل باشد بر آنكه صاحبش را فرزند تقدير نكرده است چه عدم سبب همچنانكه سبب عدم مسبب باشد دليل عدم سبب موجب ان سبب نيز باشد اما آن كسى را كه جهد كند واجب نباشد كه هر چيز بتوسط جهد تقدير كرده باشند باو رسد چه جهد تنها سبب موجب نباشد بلكه با ان شرايط ديگر ببايد كه حسن توفيق عبارت از استجماع الشرائط باشد وسوء توفيق عبارت از فقدان بعضي از ان ووجود سبب غير موجب اقتضاى وجود مسبّب كند اين است آنچه مجرد اين سواد را در اين مسأله معلوم شده است از مقتضاى أفكار أهل تحقيق وپوشيده بماند بر كساني كه از نصوص أنبياء وبزرگان دين ودعوت خبردار باشد كه اين نسخه موافق أشارت ايشان است واز همه ظاهرتر آنست كه در خبر امده است كه أو پيغمبر صلوات الله عليه پرسيدند كه ) ( ا نحن في امر فرغ منه أم في امر مستأنف فقال عليه السلام في امر فرغ منه وفي امر مستأنف ) ( وآنچه گفته است عليه السّلام ) ( جفّ القلم بما هو كائن قيل له
كلمات المحققين مجموعة علمية قيمة تحتوى على ثلاثين رسالة في الفقه والعقائد والفلسفة — صفحة 490
مساهمون: أعلام الفقهاء والمحققين
ص٤٩٠