سى و پنجم آنكه : كسى كارى كند كه زن او حامله نشود . [ 1 ]
سى و ششم آنكه : كسى كارى كند كه هميشه بول از شخصى آيد و منقطع نشود بر قول بعضى از مجتهدين [ 2 ] « 1 » .
سى و هفتم آنكه : كسى كارى كند كه شخصى حرف نتواند زد و زبان داشته باشد ، و اگر بعضى از حروف را تواند گفت و بعضى را نتواند گفت قياس بر بيست و هشت حرف بايد كرد .
سى و هشتم آنكه : كسى هردو استخوانى كه دندانهاى آدمى برآن نشسته و گوشت روئيده بشكند هر گاه دندانها با آن نباشد . [ 3 ]
سى و نهم آنكه : كسى گردن شخصى را بشكند و همچنان كج بماند .
چهلم آنكه : كسى كارى كند كه چيزى به گلوى شخصى فرو نرود .
چهل و يكم آنكه : كسى هردو دست كسى را از بند دست كه آن را زَنَد گويند ببرد .
چهل و دوم آنكه : كسى دو استخوان دست كسىرا كه ذراع گويند تا مرفق جدا كند .
چهل و سوم آنكه : كسى هردو بازوى كسى را تا دوش جدا از دست ببرد .
چهل و چهارم آنكه : كسى پشت شخصى را بشكند ، و همين حكم دارد اگر كسى را گوژپشت كند به حيثيتى كه قادر برنشستن نباشد .
چهل و پنجم آنكه : كسى زخمى بر ديگرى زند چنان كه مغزى كه در مهرههاى پشت است بريده شود .
چهل و ششم آنكه : كسى هردو پستان مرد يا زن را ببرد ، و همين حكم دارد بريدن
هامش
[ 1 ] محلّ تأمّل است . ( يزدى )
[ 2 ] مراعات احتياط به صلح خوب است . ( تويسركانى )
[ 3 ] و اگر دندانها با آن باشد دو خون بهاء بدهد . ( يزدى )
( 1 ) علّامهء حلّى ، قواعد 3 : 689 . شهيد اوّل ، لمعه : 283 . شهيد ثانى ، مسالك 15 : 451 . ابن فهد ، مهذّب البارع 5 : 358 . فخر المحقّقين ، ايضاح 4 : 711 .