سوار باشند هردو در ضامنيّت خونبها مساويند هر گاه يكى طفل يا بيمار نباشد .
بيست و هشتم : هر گاه صاحب چاروا كارى كند كه چارواى او رم كند و كسى را بكشد ضامن خونبهاى اوست .
بيست و نهم : هر گاه كسى كارى كند كه عقل كسى زايل شود ضامن خونبهاى اوست و اگر بعد از گرفتن خونبها عقل آن به حال خود بازآيد خونبها را از او باز نمىتوان گرفت .
سيم : هر گاه كسى كارى كند كه گوشهاى كسى كر شود و چيزى نشنود بهشرطى كه مأيوس شوند از شنيدن او خونبهاى او را بايد داد و اگر از شنيدن او مأيوس نشوند بلكه ممكن باشد كه بعد از مدّتى بشنود انتظار بايد كشيد .
سى و يكم : هر گاه كسى كارى كند كه هردو چشم كسى چيزى نبيند خواه حدقه به حال خود باشد و خواه نباشد ضامن خونبهاى اوست .
سى و دوم : هر گاه كسى كارى كند كه هيچ بوئى را نشنود ضامن خونبهاى اوست ، واعتبار حالاو بهبويهاى خوش و بد مىتوانكرد ، و اگر به اينها معلوم نشود به قسامه عمل كنند . ودربعضى احاديث وارد شدهكه حضرت اميرالمؤمنينعلى عليه السلام فرموده كه : لتّهاى را بسوزند و پيش دماغ او برند اگر چشم او پرآب شود دروغ مىگويد و الّا راست است « 1 » .
سى و سوم آنكه : كسى كارى كند كه ذائقهء شخصى بر طرف شود ضامن خونبهاى اوست بهقول بعضى از مجتهدين « 2 » .
) سى و چهارم آنكه : كسى كارى كند كه شخصى در حال جماع منى او بهدشوارى بيرون آيد . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] در صورت تعذّر آمدن منى ديه لازم است و در صورت تعسّر مشكل است . ( تويسركانى )
* محلّ تأمّل است . ( يزدى )
( 1 ) كافى 7 : 323 ، حديث 7 . وسائل 29 : 363 و 364 ، حديث 1 .
( 2 ) ابن ادريس ، سرائر 3 : 383 . ابن حمزه ، وسيله : 442 . علّامهء حلّى ، قواعد 3 : 688 . يحيى بن سعيد حلّى ، نزهة الناظر : 141 .