و امّا آن هفت امر كه در تيمّم سنّت است :
اوّلآنكه : خاك تيمّم خالص باشد [ 1 ] يعنى ممزوج به غير خاك نباشد هرچند اطلاق اسم خاك برآن توان كرد .
دومآنكه : خاك تيمّم از زمين مرتفع باشد .
سومآنكه : در وقت زدن كف دست برخاك انگشتان را از يكديگر دور سازد [ 2 ] .
چهارمآنكه : بعد از دستها برزمين زدن هردو دست را بتكاند .
پنجمآنكه : اگر كف دست كسى را قطع كرده باشند جاى قطع را به خاك مسح كند [ 3 ] .
ششمآنكه : تيمّم را به آخر وقت اندازد [ 4 ] هرچند كه در آخر وقت آب يافت نخواهد شد .
هفتمآنكه : جهت هرنماز تيمّم على حده كند هرچند تيمّم سابق نقض نشده باشد .
هامش
[ 1 ] - استحباب اين محلّ تأمّل است . ( خراسانى )
[ 2 ] استحباب اين معلوم نيست . ( خراسانى )
[ 3 ] بلكه احوط مسح كردن . . . . ( خراسانى )
[ 4 ] وجوب تأخير تيمّم تا اميد بر طرف شدن عذر خالى از قوّت نيست . ( خراسانى )
* تأخير در صورت رجاء و عدم يأس احوط است . ( كوهكمرهاى )
* با اميد بر طرف شدن عذر ، تأخير تيمّم به آخر وقت ترك نشود . ( مازندرانى )