مباح بودن نماز تقرّب به خدا . و در تيمّم عوض غسل بهجاى « بدل وضو » « بدل غسل » گويد .
هشتمآنكه : انگشتر و زِهگير « 1 » و آنچه حايل باشد از دست بيرون كند .
نهمآنكه : مقارن نيّت دو كف دست بر خاك زدن .
دهمآنكه : مسح روى كردن به هردو كف از رستنگاه موى سر تا طرف بينى [ 1 ] .
يازدهمآنكه : مسح پشت دست راست به كف دست چپ .
دوازدهمآنكه : مسح پشت دست چپ به كف دست راست .
و بدانكه ميانهء مجتهدين خلاف است ، بعضى برآنند كه در تيمّمى كه بدل وضُو است يك نوبت دستها را برخاك بايد زدن ، و اگر بدل غسل است دو نوبت ، يكى از براى مسح رو و يكى از براى دستها و بعضى برآنند كه در تيمّمى كه بدل وضو باشد دو نوبت دست برخاك بايد زدن بهطريق تيمّمى كه بدل غسل است و اين مذهب اصحّ است [ 2 ] .
هامش
* در تيمّم اعتبار قصد قربت بى اشكال است ، چنانچه اعتبار ما عداى آن احوط است . ( كوهكمرهاى )
[ 1 ] و ابروها و احوط مسح آنها است نيز ، و احوط از اين مسح تمام رواست . ( خراسانى )
* در طرف بينى بلندى آن است كه نزديك به لبها است . ( صدر )
[ 2 ] اين احوط است . ( تويسركانى )
* بلكه اصحّ اكتفا به يك نوبت است ، حتّى در تيمّم بدل از غسل ، اگرچه احوط زدن است دو نوبت پيش از مسح دستها ، حتّى در تيمّم بدل از وضوء . ( خراسانى )
* اقوى كفايت يك مرتبه زدن است حتّى در تيمّم بدل از غسل ، بلى ما فى المتن احوط است ، و بهتر از اين يك تيمّم به يك ضربت ، و يك تيمّم به دو ضربت بكند ، و بهتر در تحصيل احتياط اين است كه يك دفعه بزند ، پيشانى و دستها را مسح كند ، و دفعه ديگر بزند ، دستها را مسح كند . ( دهكردى ، نخجوانى )
* و اگر يك نوبت دست بر خاك زند و پيشانى و پشت دستها را مسح كند و نوبت ديگر بزند و پشت دستها را مسح نمايد احوط است . ( صدر )
* كفايت نمودن ضربهء واحده مطلقاً درنهايت قوّت وصحت است ، و اين مذهب جماعتى از اساطين - رضوان اللَّه تعالى عليهم - است ، هرچند احوط جمع نمودن ميان يك دفعه زدن و دو دفعه زدن است ، خصوصاً در تيمّم بدل از غسل . ( كوهكمرهاى )
* احوط اين است كه يك دفعه بزند ، پيشانى و پشت دستها را مسح كند و بعد از آن يك دفعه بزند ، پشت دستها را مسح كند . ( مازندرانى )
* اقوى كفايت يك دفعه زدن است ، حتّى در تيمّم بدل غسل ، بلى ما فى المتن احوط است ، و بهتر در تحصيل احتياط اين است كه يك دفعه بزند و پيشانى و دستها را مسح كند و دفعه ديگر بزند و دستها را مسح كند . ( يزدى )
( 1 ) معناى آن در صفحهء 28 گذشت .