امّا دوازده امر واجب :
اوّلآنكه : مكان تيمّم غصبى نباشد [ 1 ] بهطريقى كه در وضو [ 2 ] مذكور شد .
دومآنكه : آنچه به آن تيمّم مىكنند خاك باشد چه اصحّ [ 3 ] آن است كه تيمّم به سنگ و آجر و مانند آن درست نيست .
سومآنكه : خاك تيمّم طاهر باشد .
چهارمآنكه : غصبى نباشد .
پنجمآنكه : ممزوج نباشد بهغير خاك ، پس اگر ممزوج باشد به حيثيتّى كه نام خاك برآن اطلاق نشود تيمّم بر او درست نيست .
ششمآنكه : اعضاى تيمّم قبل از تيمّم كردن طاهر باشد .
هفتم : نيّت است ، به اين طريق كه : تيمّم مىكنم تيمّم واجب [ 4 ] بدل وضو جهت
هامش
[ 1 ] همچنين فضائى كه در آن واقع مىشود . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )
[ 2 ] و غصبى نبودن فضا نيز به طريقى است كه در وضو گذشت . ( صدر )
* گذشت در وضو كه محلّ ايستادن اگر غصب باشد ضرر ندارد و در اينجا نيز اگر فضائى كه دست در آن حركت مىكند غصب نباشد ضرر ندارد . ( مازندرانى )
[ 3 ] اين احوط است . ( تويسركانى )
* اصحّ بودن در غير از آجر محلّ نظر است . ( خراسانى )
* بنابر احوط و اقوى جواز تيمّم به سنگ و كلوخ و رمل و نحو آن است ، بلى تيمّم به آجر مشكل است مثل گچ و نوره و نحو آنها . ( دهكردى ، يزدى )
* اقوى صحّت تيمّم است به سنگ و ريگ و مانند آنها ، بلى ترك نمودن تيمّم بر گچ و نوره و مانند آنها احوط است . ( كوهكمرهاى )
* بنابر احتياط در صورت تمكّن از خاك . ( مازندرانى )
* اقوى جواز تيمّم به سنگ و كلوخ و رمل و نحو آن است ، و احوط اين است كه اوّل به خاك خالص تيمّم كند ، بعد بر زمين ، بعد به ريگ ، بعد به سنگ ، بعد به غبار ، بعد به گل ، بلى تيمّم به آجر مشكل است ، مثل گچ و نوره و نحوهما . ( نخجوانى )
[ 4 ] قصد وجوب و بدليّت و اباحه لازم نيست ، بلكه قصد قربت كافى است . ( تويسركانى )
* نيّت وجوب و استباحه و بدليّت ، هيچ يك واجب نيست . ( خراسانى )