پنجم : ريختن خويشان ميّت خاك بر قبر ميّت .
ششم : خاك بيگانه - يعنى غير خاكى كه از قبر بهم رسيده باشد - در قبر ريختن .
هفتم : صورت قبر را مُسَنَّم كردن ، يعنى ماهى پشت ساختن .
هشتم : تجديد قبر نمودن بعد از آن كه منهدم شده باشد .
نهم : برقبر تكيه كردن و پا نهادن و نشستن ، و اين همه وقت مكروه است .
و بدانكه هر گاه ميّت در مقبرهء عام دفن شده باشد و آن قدر وقت گذشته باشد كه يقين شود كه آن ميّت خاك شده در اين صورت واجب است [ 1 ] كه صورت قبر را بر طرف سازند و حرام است كه نمايان گذارند بلكه بايد كه قبر را با زمين برابر سازند تا هركس خواهد ميّت خود را در آنجا دفن نمايد . امّا اگر آن ميّت يكى از بزرگان دين باشد در اين صورت بايد كه صورت قبر او را نمايان گذارند ، تا به زندگان از زيارت او فيض و به مردگان از جوار قبر او نفعى برسد .
و سنّت است تعزيت دادن اقوام ميّت را ، يعنى ايشان را پرسش نمودن و تسلّا دادن .
و در وقت تعزيت اين دعا جهت ايشان كردن « جَبَرَاللَّهُ وَهْنَكُمْ وَاحْسَنَ عَزاكُمْ وَرَحِمَ مَوْتاكُمْ » . و نيز سنّت است كه تا سه روز هرروز طعام جهت ايشان فرستادن ، و مكروه است نزد ايشان طعام خوردن .
مقصد سوم در بيان احكام تيمّم
بدان كه بيست و يك امر است كه تعلّق به تيمّم كردن دارد : دوازده امر واجب است ، و هفت امر سنّت ، و دو امر مكروه .
هامش
[ 1 ] - وجوب اين معلوم نيست . ( تويسركانى )
* معلوم نيست مگر آن كه زمين وقف باشد و مردم محتاج به آن باشند . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )
* معلوم نيست . ( صدر )
* وجوب معلوم نيست . ( مازندرانى )