عمل و اراده از انسان سلب شود و ارادهء ديگرى به روى حكومت نمايد .
و به سبب همين اصل جهانى ، كه همواره مورد تصديق جهانيان بوده و هست ، اسلام اسيران جنگى را كه از « كافران حربى » گرفته مىشوند ، چون دشمن حقيقى انسانيت هستند ، به بردگى - يعنى سلب آزادى اراده و عمل - محكوم مىكند .
و اين روش كه اسلام با « اسيران محارب » معمول داشته همان است كه ديگران معمول مىدارند . ملتى كه پس از جنگ تسليم بىقيد و شرط ملت فاتح مىشود تا وقتى كه صلح رسمى ميانشان برقرار نشده به سلب « آزادى اراده و عمل » محكوم مىنمايند .
تنها اختلافى كه اين ملل با اسلام دارند در اين است كه اسلام آنان را به نام « برده » مىخواند و اين ملتها ، اين لفظ را به كار نمىبرند . و البته روشى كه خود را زنده و راهنماى جامعهء بشر مىداند ، نبايد اساس داورى يا تعليمات خود را بر اساس نامگذارى ! استوار نمايد .
بررسى نظر اسلام و ديگران
از بحث گذشته معلوم شد كه قرار داد و قانون « الغاى بردگى » به جاى اينكه گرهى در كار اسلام بزند ، گرهى را گشوده است ، چون در حقيقت ، اجراى يكى از مواد دينى اسلام است ، زيرا موضوع فروش « زن و فرزند » كه به اين وسيله از بين رفت ، همان است كه اسلام در سيزده قرن پيش آن را لغو نموده است اما بردگى « اسراى جنگى » را كه اسلام تحريم نكرده از آنجا كه بشر هميشه به چنين حكمى نياز دارد ، هرگز بسته نخواهد شد ، تنها چيزى كه هست اين است كه اسلام آن را « برده » ناميده ، ولى ديگران اسم برده را به زبان نياورده و رسم بندگى را تثبيت مىنمايند و استفادهاى را كه مسلمانان صدر اسلام از بردگان مىنمودند دولتهاى امروزى دنياى متمدن ، با اسيران جنگى و ملتهاى شكست خورده رفتارى مىكنند كه « بردگى » افراد در قبال