1 . امتيازهاى طبقاتى را به كلى لغو نموده و از ارزش انداخته است ؛ به اين معنا كه افراد در جامعهء اسلامى ، با هم برادر و برابرند و هرگز كسى حق ندارد به استناد ثروت يا نيروى ديگرى از نيروهاى اجتماعى ، بر ديگران برترى جويد و آنان را خوار و سبك شمرده از آنان فروتنى و كرنش بخواهد ! يا به واسطهء موقعيت مخصوص خود از پارهاى از وظايف سنگين اجتماع معاف شود ! يا مصونيت پيدا كرده در برابر گناهى كه مرتكب شده مجازات نشود ! سرپرست جامعه در اجراى قوانين و مقررات حكمش نافذ است و همگى بايد در مقابل او سر تعظيم فرود آورند و به او احترام گزارند ، ولى در كارها و اغراض شخصى خود نبايد توقع داشته باشند كه ديگران در برابرش سر فرود آورند ، يا هر چه انجام مىدهد حق اعتراض و خردهگيرى به او نداشه باشند ! يا به پاس اين كه سرپرست و فرمانرواى جماعت است ، از پارهاى از وظايف عمومى معاف گردد ؟ ! و همچنين ، يك فرد ثروتمند نمىتواند ثروت را مايهء افتخار خود قرار داده و به پشتيبانى ثروت خود ، مستمندان و زيردستان را سركوب نمايد و نيز فرمانروايان جامعه ، حق ندارند از او طرفدارى كرده هر سخن بيهودهء او را به حقوق مسلّم ديگران مقدم دارند .
و نيز اسلام هرگز اجازه نمىدهد كه در هيچ طبقهاى ، فرد توانا بدون استحقاق ، بر ناتوان ، حكومت مطلقه نمايد ، خداى متعال در كلام خود مىفرمايد : « پيروان اسلام همه با هم برادر و برابرند » . « 1 »
و نيز مىفرمايد : « دين خدا تابع آرزوها و خواستههاى شما ( اهل كتاب و مسلمانان ) نيست ، هر كس كار خلافى انجام دهد مجازات خواهد شد » . « 2 »
البته يك رشته ويژگىها ، مانند اطاعت از پيشوايان دين و احترام والدين و مانند
هامش
( 1 ) . حجرات ، آيه 10
( 2 ) . نساء ، آيهء 122