تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
اسلام نخستين توجه خود را به سوى واقع بينى انسان عطف نموده است ، زيرا اين روش پاك ، مىخواهد انسان تربيت كند نه يك حيوان زبان بسته‌اى كه آرزويى جز شكم پرورى و جفت‌گيرى ندارد ! انسان يك موجود زنده‌اى است كه علاوه بر عواطف و احساسات ، با نيروى خرد واقع بين مجهز مىباشد . انسان بر طبق فطرت ، يعنى دستگاه واقع بينى دست نخوردهء خود ، درك مىكند كه وى جزيى از اجزاى جهان آفرينش است و مانند ساير اجزاى جهان آفرينش ، به ماوراى طبيعت ، يعنى به يك حيات و قدرت و علم نامتناهى بستگى داشته « خرد » نيز آفريده و پروردهء اوست . به همين جهت ، اسلام روش خود را روى پايه « توحيد » گذاشته است و كسى را كه خداپرست نيست انسان واقعى نمىشمارد . مراد از توحيد در اين‌جا ، اعتقاد به يگانگى خداوندى است كه به وسيلهء دين خود ، انسان را به سوى سعادت دعوت مىكند و روزى هم حساب كارهاى او را رسيدگى نموده و پاداش مناسب خواهد داد . خداى تعالى در كلام خود مىفرمايد : كسانى كه از توحيد بىخبرند مانند چارپايان بلكه گمراه‌تر از آنان مىباشند . « 1 » توحيد به معنايى كه گفته شد ، نخستين پايه و تكيه‌گاه اساسى اسلام است . پايهء دوم اسلام ، اخلاق پسنديده است كه بر توحيد استوار گرديده است ، زيرا از يك طرف اگر انسان به اخلاقى كه مناسب با عقيدهء توحيد است متصف نشود ، ايمان پاكش محفوظ نخواهد ماند و از طرف ديگر ، چنان كه گذشت ، قوانين و مقررات هرچند هم مترقى باشد هرگز قادر نيست جامعه‌اى را كه انحطاط اخلاقى دارد ، اداره كند . از اين روى در اسلام يك رشته اخلاقى كه مناسب با عقيدهء توحيد مىباشد ، مانند :
هامش
( 1 ) . فرقان ، آيهء 44