تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
مسلمانان صدر اسلام از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله درخواست استغفار مىكردند و در اثر دعاى آن حضرت به درجهء رفيعه شهادت نائل مىشدند ، و به كسانى كه با شهادت از دنيا مىرفتند ، براى اين‌كه زنده است و نمرده ، گريه نمىكردند .

بخشش و بذل مال

نقش و سهمى كه مال در تعديل زندگى به عهده دارد ، محتاج بيان نيست و از اهميت آن است كه بسيارى از مردم ، زندگى را همان مال مىدانند و براى انسان ، فضيلت و شرافتى جز دارايى و ثروت تصور نمىكنند و همهء فعاليت خود را در انباشتن و ذخيره نمودن پول متمركز مىسازند و در نتيجهء همين شيفتگى و حرص ، گرفتار صفت « بخل » گرديده ديگران را محروم مىسازند ، و گاهى قدمى فراتر گذاشته به پستى و لئامت تن مىدهند و خودشان را نيز از بهره‌بردارى از مال محروم مىسازند ، نه خود مىخوردند و نه به ديگران مىدهند ! و تنها از جمع آورى پول لذت مىبرند ! اشخاصى كه گرفتار صفت ناپسنديدهء بخل مىباشند - و البته گرفتاران لئامت از آنان پست‌ترند - از فطرت انسانى به كنار افتاده و در بازار زندگى ورشكسته‌اند ، زيرا : 1 . در زندگى تنها سعادت و نيك‌بختى و آسودگى خود را مىخواهند و به زندگى فردى معتقدند ، با اين كه فطرت انسان زندگى اجتماعى را براى ما ، زندگى معرفى مىنمايد و زندگى فردى از هر راه كه باشد ، محكوم به شكست است . 2 . با نشان دادن قدرت به ديگران ، خضوع مستمندان و بينوايان را به خود جلب مىنمايند و با اين‌كه به درد دردمندان نمىرسند ، آنان را پيوسته در حال كرنش نگهداشته و برده مىگيرند و روح بت پرستى را زنده مىدارند و در نتيجه هرگونه شهامت و شجاعت و علوّ طبع و افتخارات انسانى از جامعه برچيده مىشود . 3 . گذشته از اين كه خودشان عواطف پاك مهر و مودت و انسان دوستى و
تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 239 | السيد محمدحسين الطباطبائي / خسرو شاهى