تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
اگر كسى از رحمت و آمرزش خدا نوميد شود ، ديگر محرك درونى ندارد كه در زندگى خود كار خوب و پسنديده‌اى انجام دهد يا از گناهان بزرگ و كوچك و كردارهاى زشت و ناروا اجتناب ورزد ، زيرا محرك اصلى در اين دو چيز « اميد رحمت » و « نجات از عذاب خدا » است و اين اميد در چنين آدمى وجود ندارد و اين فرد با كسى كه پاى بند به هيچ دين و آئينى نيست ، از جهت حالت قلبى و صفات درونى كمترين فرقى ندارد .

خشم و غضب

خشم حالتى است در انسان ، اگر بروز كند ، او را به فكر انتقام مىاندازد و راحتى درون را در گرفتن انتقام نشان مىدهد و چنان‌چه انسان در اين حال ، كمترين سستى در مهار كردن نفس خود ورزد ، بى درنگ عقل سليم وى مقهور غضب و خشم مىشود و هر كار زشت و ناروايى در نظرش درست مىآيد و به جايى مىرسد كه به واسطهء آن از هر درنده‌اى ، درنده‌تر مىگردد ! در اسلام سفارش‌هاى مؤكدى در جلوگيرى از طغيان اين حال رسيده و نكوهش بسيارى از متابعت آن شده است . خداى متعال عنايت زيادى نسبت به كسانى كه « غيظ » خود را فرو مىبرند و درحال خشم و غضب ، از خود بردبارى نشان مىدهند ، فرموده است : چنان‌كه مىفرمايد :
« وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ »
؛ « 1 » آنان كه غيظ خود را فرو برده از مردم عفو و اغماض مىكنند . و در علامت مؤمنان مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيه 134