خود مىفهمد كه مرگ در راه آنچه تقديس مىكند ، خود سعادت است اگر چه در منطق دين ، اين مسئله از هر منطق ديگر روشنتر و از پندار و خرافه دور تر است ، زيرا كسى كه به دستور دين ، از جامعه دينى خود دفاع نموده ، جان مىسپارد ، مىداند كه محروميتى را به خود هموار نكرده است و جان شيرين چند روزه را كه در راه خدا بذل مىكند ، يك زندگى شيرينتر و گرانبهاتر و جاويدان به دست مىآورد و به راستى سعادت وى قابل زوال نيست .
چنانكه خداى متعال در كلام خود مىفرمايد :
« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ »
؛ « 1 »
كسانى كه در راه خدا كشته مىشوند ، مرده نيستند ، بلكه زندگى جاودانى دارند و در مقام قرب از نعمتهاى خداوندى برخوردارند .
ولى در روشهاى غير دينى كه زندگى انسان را به همين زندگى چند روزه گذران اين جهان منحصر مىداند ، هرگز نمىتوان گفت انسان پس از مرگ زنده مىباشد ، يا سعادت و نيكبختى به دست مىآورد ، جز اينكه از راه پندار و خرافه ، به وى تلقين شود . كسى كه در راه وطن ! يا مقدسات ملى ! مثلًا كشته شود ، نام وى در فهرست جانبازان و از خودگذشتگان ملت ، درج و درصحيفهء تاريخ با خطوط طلايى نوشته مىشود و براى هميشه زنده و جاويد خواهد بود !
تمجيد و تقديسى كه در اسلام از شهادت و كشته شدن در راه خدا شده ، از هيچ عمل صالحى به عمل نيامده است . پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
بالاتر از هر نيكوكارى ، نيكوكارى ديگرى هست تا برسد به شهادت ، كه بالاتر از آن نيكوكارى نيست .
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيه 169