اسلام اهميت زياد به آن مىدهد ، متزلزل نموده و جريان احكام ارث و غير آن را متوقف مىسازد ، و بالاخره عاطفه و علاقهء پدر و مادرى و فرزندى را از اثر مىاندازد و ضامن حقيقى اجتماع سالم را كه اثر طبيعى توالد و تناسل است ، از ميان مىبرد .
عزت نفس و درستكارى
دستگاه آفرينش كه انسان را اجتماعى و نيازمند به تعاون آفريده است ، او را طورى مجهز نموده كه در محيط اجتماع با نيروى شخصى خود مىتواند گليم خود را از آب بيرون كشيده و از بهره كارى كه انجام مىدهد ، چرخ زندگى خود را بگرداند !
با تأمل در اين امر ، جاى ترديد باقى نمىماند كه صفت عزت نفس ، عبارت از آن است كه انسان در زندگى از نيروهاى خدادادى استفاده كند و در راه رسيدن به مقاصد خويش ، آنها را به كار اندازد و به نيروى ديگران تكيه نكند و اين خود يكى از اخلاق فطرى و پسنديدهء انسان است .
عزت نفس سدى است كه انسان را از زندگى پست و بسيارى از كارهاى ناروا و كردارهاى زشت نگه مىدارد . كسى كه عزت نفس ندارد و چشم به دست اين و آن دوخته است ، به آسانى مىتواند اراده و شخصيت خود را به ديگران بفروشد ! و به طمع نوايى ناچيز ، هرچه بگويند آن كند ! و هر چه از او بخواهند اگر چه آزادى فطرى و آبرو و عزت و شرافت باشد ، نثار كند .
غالب جنايتها مانند . . . آدم كشى ، راهزنى ، دزدى ، جيب برى ، جاسوسى ، دروغگويى ، چاپلوسى ، وطن فروشى ، اجنبى پرستى و مانند اينها از نتايج شوم طمع و تكيه زدن بر ديگران است ، ولى كسى كه تاج افتخار « عزت نفس » را به سردارد ، در برابر هيچ عظمتى جز عظمت خداى متعال سر فرود نمىآورد و در مقابل هيچ صولت و حشمتى ، به زانو در نمىآيد و هميشه از آن چه حق تشخيص مىدهد ، دفاع مىكند . عزت نفس بهترين وسيلهاى است كه مىتوان با آن صفت درستكارى را به