وظايف و مقررات ، ولى روشهاى اجتماعى ، به منطق روز قابل انطباق مىباشد !
كسانى كه اين سخن را گفتهاند از اين نكته غفلت دارند كه قوانين و مقرراتى كه در جامعه اجرا مىگردد ، بايد بى چون و چرا اجرا شود . هرگز ديده و يا شنيده نشده كه افراد كشورى قوانين رايج كشور خود را توأم با مناظره و گفتوگوى علمى ! به كار ببندند ، و هر كسى كه حكمت قانونى را نفهميد ، از به كار بستن آن معاف و در پذيرفتن آن مختار باشد و در اين جهت روش دينى و غير دينى فرق ندارند .
آرى هر چند با مطالعهء اوضاع طبيعى و اجتماعى كشورى كنجكاوى در روش عمومى آن مىتوان به حكمت كليات قوانين آن كشور و پارهاى از جزئيات - نه به همه - پى برد .
و اين خاصيت و مقررات دينى نيز هست و از راه واقعبينى و كنجكاوى و خلقت و آفرينش و نيازمندىهاى فطرى انسان ، مىتوان به كليات مقررات دين كه روش فطرى است و برخى از جزئيات آنها ، پى برد .
قرآن كريم و روايات زيادى به تعقل و تفكر و تدبر دعوت مىكنند و در برخى از احكام به مصلحت اجمالى حكم ، اشاره مىنمايند و از پيغمبر اكرم و اهل بيت كرام وى اخبار زيادى در علل احكام در دست است .
وظيفهشناسى
چنانكه در بخش اول كتاب دانسته شد ، دين مقدس اسلام يك برنامهء عمومى و هميشگى است كه از جانب خداى متعال براى زندگى انسان در هر دو جهان ، بر خاتم پيغمبران ، نازل شده است تا در جامعهء بشرى به مورد اجرا درآيد و كشتى انسانيت را از گرداب جهالت و بدبختى بيرون كشيده و به ساحل نجات برساند .
نظر به اينكه دين برنامه زندگى است ناگزير نسبت به آنچه با زندگى ارتباط دارد وظيفهاى براى انسان تشخيص داده و انجامش را از وى مىخواهد .