مسلم ، و هرگز انسانى نمىتوان يافت كه با فطرت انسانى خود ، منكر اين حقيقت گردد .
آرى ، چون وظايف انسانى ارتباط كامل با سعادت و زندگى انسان دارد ، و دين با روشهاى غير دينى دربارهء زندگى انسان اختلاف نظر دارد ، قهراً وظايف دينى با وظايف روشهاى ديگر ، اختلاف خواهد داشت .
دين معتقد است كه زندگى انسان يك زندگى نامحدود و بىپايانى است كه با مرگ از ميان نمىرود و سرمايهء بخش پس از مرگ اين زندگى بى پايان ، همان فرآوردهء عقايد پاك و صحيح و اخلاق پسنديده و اعمال صالحهاى است كه انسان در اين دنيا ، پيش از مرگ كسب نموده است .
از اين روى در وظايف و تكاليفى كه دين براى فرد و جامعه تنظيم كرده ، زندگى آن جهان جاويدان نيز در نظر گرفته شده است .
دين مقررات خود را در شعاع خداشناسى و پرستش و بندگى خدا كه اثر بارز آن پس از مرگ و روز رستاخيز جلوه خواهد كرد ، وضع مىنمايد .
روشهاى غير دينى - هر چه باشد - تنها زندگى چند روزهء اين جهان را در نظر مىگيرند و براى انسان وظايفى وضع مىكند ، كه در سايهء آنها از زندگى مادى و منافع جسمانى كه ميان انسان و ساير حيوانات مشترك است ، بهتر بتواند بهرهبردارى نمايد .
و در حقيقت يك زندگى حيوانى را با منطقى كه از احساسات و عواطف چرندگان و درندگان ، سرچشمه مىگيرد ، براى انسان تنظيم مىكنند ، و ديگر توجهى به واقعبينى انسان و زندگى جاويد و مملو از معنويات وى ، ندارد .
از اينجاست كه اخلاق عاليه انسانى - چنانكه تجربهء قطعى نشان مىدهد - تدريجاً از جامعههاى غير دينى رخت مىبندد و روز به روز انحطاط اخلاقى آنان ، روشنتر و آشكارتر مىگردد .
برخى گويند : پايهء اساس دين « تقليد » است و پذيرفتن بى چون و چراى يك رشته
تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٩٥