تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
مىفرمود : امير شما فلان است و اگر كشته شد ، فلان و اگر وى نيز كشته شد فلان امير مىباشد . با اين روش كه آن حضرت داشت ، چگونه مىتوان باور كرد كه هنگام سفر آخرت كسى را به جاى خود معرفى نكرده باشد ؟ به طور خلاصه : كسى كه به نظر عميق به مقاصد عاليهء اسلام و هدف پاك آورندهء عظيم الشأن آن ، نگاه كند ، بدون ترديد تصديق خواهد كرد كه امر امامت و ولايت بر امور مسلمين ، حل شده و روشن گرديده است .

تعيين جانشين از طرف پيغمبر

پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در خصوص مسئلهء ولايت و سرپرستى امور مسلمانان پس از خود ، تنها به بيانات سربسته اكتفا نفرمود ، بلكه از نخستين روز دعوت ، مسئلهء ولايت را همراه توحيد و نبوت صريحاً بيان فرمود و سرپرستى و ولايت على عليه السلام را بر امور دين و دنيا و جانشينى وى را درهمهء امور مسلمين ، اعلام نمود . به موجب روايتى كه عامه و خاصه نقل كرده‌اند ، در نخستين روزى كه آن حضرت مأمور به دعوت علنى شد ، خويشاوندان خود را دعوت نمود و آنان را در مجلسى جمع كرد و در آن مجلس ، وزارت و وصايت و خلافت امير مؤمنان على عليه السلام را آشكارا اثبات و مستقر ساخت و نيز در آخرين روزهاى زندگى در « غدير خم » در ميان صد و بيست‌هزار جمعيت ، دست على عليه السلام را گرفته بلند نمود و فرمود : مَن كُنتُ مولاه فهذا عليّ مولاه ؛ من بر هر كس كه ولايت و سمت سرپرستى دارم ، على نيز ولايت و سمت سرپرستى او را دارد . « 1 »
هامش
( 1 ) . اين روايت در كتب معتبر برادران اهل سنت از جمله در مسند احمد ، ج 4 ، ص 372 و ج 5 ، ص 336 ؛ حلية الاوليا ، ج 5 ، ص 27 و سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 45 خصائص نسائى ، چاپ مصر ، ص 59 - 61 به تفصيل نقل كرده‌اند . در كتاب خصائص الامام اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام ، تأليف نسائى - متوفى به سال 303 ه . ق - كه امسال در قاهره با همكارى اين‌جانب ، منتشر گرديد ، روايت جالب ديگرى ديدم كه در رسانيدن مفهوم « جانشينى و رهبرى » حتى از روايت معتبر منقول در متن كتاب استاد ، روشن‌تر و رساتر است : « گروهى پس از جنگى ، نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده و از على عليه السلام شكايت كردند . . . حضرت از آن‌ها روى برگرداند و با « خشم آشكار » فرمود : « ماتريدون من عليّ ؟ إنّ علياً منّي و أنا منه ، و هو وليّ كل مؤمن من بعد » - از على چه مىخواهيد ؟ على از من است و من از على هستم و او « ولىّ » هر مؤمنى پس از من است » . خصائص نسائى ، چاپ قاهره - مصر ، چاپ دوم ، 1380 ه ش - ناشر « مكتبة النشرتى » ص 62 . اين روايت در صحيح ترمذى ، ج 5 ، ص 296 و مسند امام احمد ، ج 4 ص 437 نيز آمده است . در روايت مشابه ديگرى كه در خصائص نقل شده است ، حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد : « لا تقمن يا بريده في عليّ ، فإنّ علياً منّي و أنا منه ، و هذا وليّكم بعدي » . ( خصائص نسائى ، چاپ قاهره ، ص 63 و مسند امام احمد ، ج 5 ، ص 356 ) . بىترديد جمله « على ولىّ شما بعد از من است » را هرگز نمىتوان به معناى « دوست بعد از من ! » تفسير كرد . . . على ، ولى شما بعد از من ، يعنى رهبر و پيشواى شما بعد از من است . . . . خسروشاهى