كتابى است كه به تو نازل كرديم كه مردم را از تاريكىها به سوى روشنايى بيرون آورى .
قرآن كريم مردم را به راه روشنى دعوت مىكند كه سرمنزل مقصود را به روشنى نشان دهد ، اين راه ناگزير راهى خواهد بود كه به خواستهاى فطرى انسان كه همان نيازمندىهاى واقعى اوست ، پاسخ درست بدهد و با نظرى كه عقل سليم انسان مىدهد ، توافق داشته باشد و آن همان دين فطرى است كه اسلام ناميده مىشود .
اما روشى كه بر اساس هوا و هوس و براى ارضاى غريزه شهوت و غضب افراد با نفوذ جامعه ، گذاشته شده است و همچنين راه و روشى كه با تقليد كوركورانه از پدران و نياكان اتخاذ گرديده است و راه روشى كه يك ملت عقب مانده و ناتوان از ملتهاى توانا و نيرومند گرفته باشند و بىآن كه بررسى گردد با منطق عقل سليم تطبيق نمايند ، هر چه پيش آنان يافتند بىچون و چرا بپذيرند و خود را به آنان تشبيه كنند . اين گونه روشها جز فرورفتن در تاريكى نيست و در حقيقت پيمودن راهى است كه به هيچ وجه رسيدن به مقصد را تضمين نمىكند .
چنان كه خداى متعال مىفرمايد :
« أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها »
؛ « 1 »
آيا كسى كه مرده بود و ما او را ( به وسيله دين ) زنده كرديم و به وى روشنايى داديم كه با راهنمايى آن در ميان مردم راه زندگى را مىپيمايد ، مانند كسى است كه در تاريكىهاى گوناگون فرو رفته و از آنها بيرون نخواهد آمد ؟ .
بالاخره از همين جا با اهميت و عظمت اين كتاب مقدس از نظر اسلام و مسلمانان مىتوان پى برد . گذشته از اين كه قرآن مجيد از زمان نزول خود تا كنون - كه چهارده
هامش
( 1 ) . انعام ، آيه 122