و :
« وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ »
؛ « 1 »
اين كتاب را بدين منظور به سوى تو فرستاديم كه اختلاف مردم را حل كرده حق را براى آنان روشن سازى .
قرآن كريم در ميان مقاصد خود بىآن كه مردم را به تقليد كوركورانه دعوت نمايد ، با ايشان به زبان عادى و منطق خدادادى خودشان سخن مىگويد . و يك رشته معلومات را كه انسان خواهناخواه با فطرت خود درك مىكند ، ياد آور شده ، تذكر مىدهد كه هرگز انسان نمىتواند از پذيرفتن آنها شانه خالى كند و از اعتراف به آنها سرباز زند .
خداى متعال مىفرمايد :
« إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ * وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ »
؛ « 2 » قرآن سخنى است كه حق را از باطل جدا مىكند ، كلامى نيست كه بيهوده و سرسرى گفته شده باشد .
مطلبى را كه بيان مىكند تا آنجا كه شعاع دلالتش پيش مىرود براى هميشه ، نسبت به همه كس زنده و پاينده است ، نه مانند سخنان معمولى مردم كه از جهاتى چند كه فهم و تفكر مىتواند احاطه كند سنجيده شود و از بقيهء جهات ، غفلت و اهمال در آن راه داشته باشد ، بلكه كلام خدايى است كه به هر پيدا و نهان ، احاطه دارد و از هر مصلحت و مفسده با خبر مىباشد .
از اين رو بر هر فرد مسلمانى لازم است كه چشم واقع بينى خود را بگشايد و پيوسته متذكر اين آيه شريفه بوده و كلام خدا را زنده و پاينده تلقى نمايد و به آنچه ديگران فهميده و گفتهاند ، قناعت نورزد و در تفكر آزاد را - كه يگانه سرمايه اختصاصى انسان است ، و قرآن كريم آن همه تأكيد در به كار انداختن آن مىنمايد - به
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 64
( 2 ) . طارق ، آيهء 13 و 14