روى خود ببندد ، زيرا كتاب خدا براى هميشه و نسبت به همه كس قول فصل و حجتى زنده است و چنين كتابى ، به فهم گروه خاص و دستهء معينى منحصر نخواهد شد .
خداى متعال مىفرمايد :
« وَ لا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ »
؛ « 1 »
مسلمانان مانند اهل كتاب نباشند كه به آنان كتاب داده شد و در اثر طول زمان ، دلهايشان سخت شده معارف الهى را نپذيرفتند .
قرآن كريم از مردم مىخواهد كه به فطرت خود مراجعه كرده حق را بپذيرند . به اين معنا كه نخست خود را براى قبول بىقيد و شرط حق آماده سازند و آنچه را كه ديدند حق است و خير و نفع دنيا و آخرتشان در آن است ، بىاينكه به وسوسههاى شيطان و نداى هوس گوش دهند ، قبول نمايند .
و پس از آن ، معارف اسلامى را به شعور زندهء خود عرضه دارند ، اگر ديدند حق است و مصلحت و آسودگى واقعى آنان در پذيرفتن و به كار بستن آنها است ، تسليم آنها شوند . و البته در اين صورت ، روش زندگى انسان و آيينى كه در جامعهء بشرى معمول مىشود ، مقررات و دستورهايى خواهد بود كه انسان با خواست غريزى و تمايل فطرى خود آنها را مىخواهد .
و بالاخره روش يكنواختى خواهد بود كه همهء اجزاء و مواد آن با ساختمان ويژه انسانى توافق كامل داشته باشد و از تضاد و تناقض به كلى دور ماند ، نه روش متضادى كه در جايى از معنويات سرچشمه گيرد و در جايى از ماديات ، و در موردى موافق با عقل سليم ، و در موردى تابع هوا و هوس .
هامش
( 1 ) . حديد ، آيه 16