قانون لاوازيه شيميست معروف قرن 18 كه مىگويد « در اين دنيا هيچ چيز معدوم و هيچ چيز موجود نمىشود » نيز چنانكه قبلًا گفته شد ناظر به همين مطلب است . اين قانون را لاوازيه از روى تحقيق و آزمايشهاى غيرقابل انكارى بيان كرد ، چيزى كه هست در اين قانون مدعا اعم از دليل ذكر شده . مدعا به اين صورت است كه « هيچ چيز » معدوم يا موجود نمىشود و البته واضح است كه اگر مدعا را به اين صورت تصديق كنيم بايد همه چيز را ازلى و ابدى بدانيم و هرگونه تغيير و تبديل و حركت و تحول و تكامل را نفى كنيم ، ولى وقتى كه به دلائل اين قانون مراجعه مىكنيم مىبينيم همه چيز اينطور نيست ، تنها اجرام اوليهاى كه مادهء اصلى تركيبات شيميايى هستند موجود يا معدوم نمىشوند ؛ بهعلاوه در نظريهء لاوازيه كه طبق بيان بالا بهتر است آن را « قانون بقاى ماده » بخوانيم از لحاظ بقاى ماده نيز يك نوع مجاز در تعبير به كار رفته است ، زيرا آنچه در اين قانون منظور اصلى است اين است كه مجموع مواد اين جهان كم يا زياد نمىشود و البته اين كه مجموع مواد اين جهان كم يا زياد نمىشود اعم است از اين كه هر واحد ماده هميشه بوده و خواهد بود يا اين كه هر واحد ماده فرضاً از بين برود واحد ديگرى جايگزين او خواهد شد .
در قانون لاوازيه بعداً از طرف دانشمندان اصلاحاتى به عمل آمده و هر چه تحقيقات دانشمندان پيش رفته نظريهء عدم بقاى واحد ماده يعنى تبديل مواد به يكديگر يا تبدل ماده به انرژى و انرژى به ماده بيشتر تأييد شده و افكار به سوى اين كه هيچ واحد شخصى ماده با حفظ شخصيت و واقعيت ، ازلى و ابدى نخواهد بود جلو رفته است .
اين كه در بالا به صورت احتمال گفتيم كه واحدى از ماده از بين مىرود و واحد ديگرى جايگزين او مىشود ، نه به اين معنا مقصود بود كه يك واحد ماده معدوم مطلق بشود و از كتم عدم ، واحد ديگرى ابداع شود ، زيرا اين مطلب طبق تحقيقات دقيق و عميقى كه در فلسفهء الهى شده صحيح نيست ، بلكه مطابق تحقيقات دقيقى كه در اين زمينه از يك سو از طرف فلاسفه به عمل آمده و از طرف ديگر علماى طبيعى آن را تأييد كردهاند هر حادثى مسبوق به ماده و مدت است و هر فانى شوندهاى زمينهء پيدايش حادث جديدى است و البته همين كه سخن به اينجا برسد بحث « مادة المواد » پيش مىآيد كه نيازمند به اين است كه فصل ديگرى
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص١٢٤