تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
اثبات ذات خدا اين‌طور استدلال مىكند : چون كه مىبينيم صور محسوسات با ترتيب و نظم مخصوص در ذهن ما پيدا مىشوند و از بين مىروند و اين آمدن و رفتن از اختيار نفس ما خارج است ؛ مثلًا گاهى احساس مىكنيم روز است و در آن حال نمىتوانيم شب را احساس كنيم و پس از چند ساعت احساس مىكنيم شب است و در آن حال نمىتوانيم روز را احساس كنيم و هم‌چنين در ساير مدركات بصرى و سمعى و غيره نظام و ترتيب مخصوصى را مىيابيم ، پس از اين‌جا مىفهميم يك ذات ديگرى هست كه اين تصورات را با نظم و حساب معينى در ذهن ما ايجاد مىكند و آن ذاتِ بارى است .

فلسفهء شوپنهاور

شوپنهاور ، « 1 » دانشمند شهير آلمانى در سال 1788 در آلمان تولد يافته و در سال 1860 در گذشته است . شوپنهاور سردستهء بدبينان جهان به شمار رفته ، زندگى را سراسر رنج و الم و دنيا را غم‌خانه و ماتم‌كده مىداند ، بيش‌تر به حال انزوا مىزيست و تا آخر عمر به حال تجرد به سر برد . گويند : از جوانى گرفتار توهمات و بيم‌هاى بىاساس بود و از كم‌ترين چيزى به وحشت مىافتاد ؛ مثلًا شب از شنيدن صداى مختصرى از خواب مىپريد و هم‌چون ديوانگان دست به تپانچه مىبرد . و نيز گويند : وى بدبينى را از اجداد خويش به ارث برده و پدرش نيز ، كه شغل بازرگانى داشت ، همواره افسرده خاطر و ملول بود و بالأخره خودكشى كرد . شوپنهاور شخصاً در زندگى ، ناگوارىها و محروميت‌هاى زياد ديده ، كتاب‌ها و نوشته‌هايش در زمان خودش طالب پيدا نكرده و مردم رغبتى به خواندن آن‌ها نشان نداده‌اند . وى بنا گذاشت در دانشگاه برلن به تدريس فلسفه بپردازد ؛ اما در رشته‌اى كه بنا بود تدريس كند ، غير از سه نفر از افراد غير مستعد ، كسى ديگر ثبت نام نكرد . بالأخره در صدد بر آمد معلومات و انديشه‌هاى خود را به همسايهء خود كه زنى خياط بود ، تلقين كند ؛ لكن كار مباحثهء آن‌ها به نزاع و كتك‌كارى كشيد و زن در دادگاه اقامهء دعوا نمود و دادگاه ، شوپنهاور را به جرم ضرب و جرح محكوم به غرامت كرد . شوپنهاور بر خلاف دكارت و پيروانش به معلومات و تصورات ناشى از عقل معتقد نيست ؛ منشأ تصورات و مبدأ همهء علوم را حس مىداند و كار عقل را فقط تصرف در فرآورده‌هاى
هامش
( 1 ). 1 . Arthur Schopenhaver
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 109 | محمد باقر شريعتى سبزوارى