مقالهء دوم : رئاليسم و ايدهآليسم
فلسفه و سفسطه يا رئاليسم و ايدهآليسم
هر يك از ما كه نگاهى به خود نموده و زندگانى خود را تحت نظرگرفته و سپس به طور قهقرى ، بهروزهاى گذشته خود برگشته و تا آن جا كه از روزهاى زندگى و هستى خود در ياد دارد پيش برود خواهد ديد كه نخستين روزى كه ديدگان خود را باز كرده و به تماشاى زشت و زيباى اين جهان پرداخته براى اولين بار خود به خود چيزهايى - جهان - خارج از خود ديده و كارهايى به حسب خواهش خود انجام داده ( البته در اينجا نبايد فراموش كرد كه در اين تماشا به خطاهايى نيز برمىخوريم كه به طور تدريج ، علماً و عملًا با آنها مواجه شدهايم ) و اگر باز اين عمل را تكرار كرده و در هر يك از اطوار گوناگون زندگى نظر خود را بيازمايد ، همان خاطره براى وى جلوهگر خواهد شد « خارج از من جهانى هست كه در آن كارهايى به حسب خواهش خود مىكنم . »
اكنون با در نظر گرفتن اين معلوم فطرى در انسان ، اگر بشنويم كه در جهان مردمانى هستند كه واقعيت جهان هستى خارج از ما را يا اصل واقعيت را باور ندارند ، براى اولين بار دچار شگفتى خواهيم شد خاصه آنكه اگر به ما بگويند اينان مردمانى دانشمند و كنجكاو بوده و روزگارى از زندگى خود را در راه گرهگشايى از رازهاى