سرازير شده به وى گويد « مرو چيزى نيست » معناى سخن وى اين است كه در كوه خارى نيست ، زيرا در ظرف غرض خاركن « چيز » و « خار » يكى است ( خار / چيز ) و البته معناى سخن وى اين نيست كه كوه و سنگ و خاك و سبزه و هيچ موجودى نيست . و اگر اين سخن به صيادى كه سلاح به دست گرفته و متوجه كوه است گفته شود معناى « چيز » شكار خواهد بود ، زيرا پيش شكارچى « چيز » و « شكار » يكى است ( چيز / شكار ) و همچنين . . .
ولى كسى كه هدف عمومى دارد اين سخن « چيزى نيست » براى وى معناى بسيار وسيعى مىدهد به طورى كه ناچار است بگويد دروغ است .
از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود كه :
« با نظر مثبت يا منفى كه در علوم ديگر تهيه شده يك نظريه مثبت يا منفى فلسفى را نمىتوان رد كرد » .
نكته 3
چنان كه گفته شد بحث فلسفى بحثى است كه به اثبات وجود و عدم اشياء مىپردازد . حال اگر كسى فرض شود كه بحث فلسفى درباره وى مؤثر نشود - يعنى نتواند علم قطعى به وجود چيزى به هم رساند - باحث مزبور سوفسطى ( ايدهآليست ) ناميده شده و در نقطه مقابل فيلسوف رئاليست قرار مىگيرد . و از اين روى مكتبى كه متعرض وجود و عدم اشياء مىشود ، به حسب تقسيم اولى به دو قسم فلسفه و سفسطه - رئاليسم و ايدهآليسم « 1 » - منقسم مىشود .
و همچنين مكتب فلسفى از نقطه نظر اثبات و عدم اثبات ماوراءالطبيعه ، به دو مكتب ماوراءالطبيعه - متافيزيك - و مادى - ماترياليسم - و همچنين مكتب مادى از
هامش
( 1 ) . در مقاله 2 درباره اين دو كلمه « رئاليسم » و « ايدهآليسم » توضيحاتى داده خواهد شد