محتاج به علت است .
2 - چنان كه وجود علت ، علت وجود معلول است عدم علت ، نيز علت عدم معلول است .
3 - وجود معلول با علت خود رابطهاى دارد كه با هيچ چيز غير آن ندارد .
4 - علتى كه نسبتش با دو چيز متساوى بوده باشد ، نمىتواند يكى از آن دو تا را تخصيص به وجود دهد و همچنين يكى از آن دو تا نيز نمىتواند با چنين علتى به وجود اختصاص يابد .
5 - اختيار به معناى ايجاد گزافى تحقق ندارد .
6 - علت دو قسم است : علت تامه و علت ناقصه .
7 - احتياج معلول به علت ، از جهت امكان آن است نه از جهت حدوث و سابقه عدم .
8 - عليت و معلوليت دورى محال است .
9 - وجود علت تامه از وجود معلول خود قوىتر است .
10 - علت بر معلول خود متقدم است و معلول از آن متأخر .
11 - استقلال و تماميت وجودى معلول همان استقلال و تماميت وجودى علت است .
12 - سلسله علت تامه معلولى نمىتواند تا لانهايت برود .
13 - دو علت مستقل نمىشود يك معلول را ايجاد كند ، چنان كه يك علت دو معلول مستقل را . . . .
14 - علت به چهار قسم منقسم مىشود : علت فاعلى ، علت غائى ، علت مادى ، علت صورى .
15 - هيچ معلولى بىعلت فاعلى نخواهد بود .
16 - هر معلول مادى ، علت مادى مىخواهد .
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٤