انقيادهاى فردى و يك سلسله مقررات و رسوم و آداب كه مقام رئيس را نشان داده و مظاهر احترام و تعظيم او مىباشد مانند اقسام تعارفات و كرنشها و پرستشهاى بزرگ و كوچك با وجهى كه مناسب كمال فعلى اجتماع مىباشد جعل و اعتبارى شده است .
و از طرف ديگر چون اعتبار رياست را اعتبار اجتماع و عدالت اجتماعى ( چنان كه سابقاً گفته شد ) پيش آورده يك سلسله اعتبارات مناسبه عليه مرئوس و عليه رئيس كه در حقيقت جوابده اعتباراتى است كه له رئيس و عليه مرئوس وضع گرديده ساخته شده و البته چون اين اعتبارات به نفع مرئوس و ضرر رئيس است از جهت قوه و ضعف باقوه و ضعف رئيس نسبت متعاكس دارند هر چه مقام رياست تواناتر باشد تأثير اعتبارات و حقوق مرئوس ضعيفتر و هرچه ضعيفتر قوىتر و همچنين توانايى و ناتوانى مرئوس در اعتبارات جانب رئيس تأثير متعاكس دارد .
البته با كمترين توجه مىتوان فهميد كه اعتبار رياست كه گفته شد بيشتر در دنباله خود ، اعتبارات دامنهدار زيادى دارد كه تشخيص هويتهاى تفصيلى آنها خارج از بحث ما بوده و سير اجمالى در رشد و تكون آنها مانند نظايرشان براى ما كافىاست فقط در ميان اينهمه لواحق چيزى كه واجد اهميت و تأثير در ابحاث گذشته و آينده دارد ، سازمان اعتبار امر و نهى و تبعات و لواحق آنهاست .
امر و نهى - جزء و مزد
امر و خواستن كارى از ديگرى چنان كه با تأمل به دست مىآيد بستگى دادن خواست و ربط دادن اراده است به فعل ديگرى . و چون به حسب واقع ارادهء هر فرد مريد جز به فعل خود يعنى حركات عضلانى خود تعلق نمىگيرد و همچنين فعل ديگرى نيز جز به اراده خودش به جاى ديگر متعلق نمىشود ناچار تعلق دادن مريد اراده خودش را به فعل غير جز دعوى و اعتبار صورت ديگرى نخواهد داشت و از