قسم اول : اعتباريات قبل الاجتماع
1 . وجوب
چنان كه از بيان گذشته روشن شد انسان در نخستين بار به كار انداختن قواى فعاله خود نسبت ضرورت و وجوب « بايد » را ميان خود و ميان صورت احساسى خود كه به نتيجه عمل تطبيق مىنمايد مىگذارد و حال آن كه اين نسبت به حسب حقيقت در ميان قواى فعاله و حركات حقيقى صادره آنها جاى دارد ، پس نسبت نامبرده اعتبارى خواهد بود .
و از اين جا روشن مىشود :
1 - نخستين ادراك اعتبارى از اعتباريات عملى كه انسان مىتواند بسازد همان نسبت وجوب است . و اين اولين حلقه دامى است كه انسان در ميان فعاليت خود با تحريك طبيعت گرفتار وى مىشود .
2 - اعتبار وجوب ، اعتبارى است عمومى كه هيچ فعلى از آن استغنا ندارد . پس هر فعلى كه از فاعلى صادر مىشود با اعتقاد وجوب صادرمىشود .
و اين نظريه اگرچه با مشاهده موارد افعال مختلفه غيرقابل قبول به نظر مىرسد چه بسيار مىافتد كه انسان كارهايى را بهواسطه عادت يا نادانى يا عصبيت و مانند آنها انجام مىدهد ، در حالى كه خود مىداند كارى غير لازم يا بىخود و يا ناشايسته و نكردنى مىباشد .
ولى دقت در همين موارد صحت و درستى نظريه نامبرده را تأييد مىنمايد ، زيرا ما مىبينيم كه كسانى كه اين گونه كارهاى پست نا بايسته يا ناشايسته را با اعتقاد و اعتراف به عدم لزوم يا با ايمان به لزوم عدم ، انجام مىدهند گاهى كه از آنان پرسيده شود كه با اين كه مىدانيد و مىگوييد كه اين گونه كارها نكردنى است پس چرا مىكنيد به عنوان عذر و پوزش پاسخ مىدهند كه چاره نداريم چون عادى هستيم يا در نكردن فلان