دليل چهارم بر امتناع اعاده معدوم
اگر اعاده معدوم جائز باشد نبايد عدد عود در يك حد معيّنى بايستد ، زيرا هيچ فرقى بين اعاده اول و اعاده دوم و سوم و بيش از آن تا بىنهايت نيست و حال اينكه تعيّن عدد از لوازم وجود شىء متشخص است و تصور بلوغ اعاده تا بىنهايت ، منافى با تشخص شىء مىباشد .
دليل جواز اعادهء معدوم و ردّ آن
جمعى از متكلمين چون معاد را اعادهء معدوم تصور كردهاند و لذا براى تثبيت قضيهء معاد معتقد به جواز اعاده معدوم شدهاند و استدلال نمودهاند به اينكه امتناع اعادهء شىء معدوم مىتواند به سه دليل باشد . يا به جهت ماهيت شىء است و يا به جهت لازمه ماهيت شىء است و يا به جهت امرى است كه بيرون از ماهيت شىء است . مطمئنا يكى از دو امر اول نمىتواند موجب امتناع اعادهء معدوم شود ، زيرا اگر چنين بود شىء از همان ابتدا نبايد موجود مىشد . همچنين امر سوم هم نمىتواند به عنوان دليل امتناع شىء معدوم قرار گيرد ، زيرا اگر چنين بود اين امتناع بايد به زوال آن امر زائل مىشد . پس ثابت مىشود كه هيچچيز موجب امتناع اعاده شىء معدوم نيست .
اما اين دليل هم رد مىشود بدين صورت كه امتناع به جهت لازمهء وجود شىء است نه به جهت ماهيت آنكه شما آن را نپذيرفتيد . البته اين ردّ آن دسته از قائلين به جواز اعادهء معدومى است كه قائل به اصالت وجودند ، اما كسانى را كه قائل به اصالت ماهيت و اعتباريت وجودند ، بايد از طريق ادلّهء اصالت وجود خاموش كرد .
نكتهء آخر اينكه منشأ و دليل اصلى اعتقاد اين گروه به جواز اعاده معدوم ،