تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
محدود بودن آن مراتب و عدم دخول اعدام منجر به صرافت حقيقت وجود مىشود ، موجب يك نوعى از بساطت و تركيب در وجود مىگردد كه آن غير از بساطت و تركيب در موارد ديگر است و آن عبارت است از بساطت و تركيب در اجزاء خارجيه يا اجزاى عقليه و يا اجزاى وهميه . تركيب از جهت اجزاى خارجيه مانند تركيب جسم از ماده و صورت خارجى كه طبق آن تمامى اجسام مركب مىباشند . بسيط از اجزاى خارجيه مانند اعراض و همهء جواهر ديگر غير از جوهر جسم ، تركيب از جهت اجزاء عقليه مانند تركيب جسم از ماده و صورت عقلى كه طبق آن همهء ماهيات مركب مىباشند . بسيط در اجزاى عقلى مانند اجناس عاليه . تركيب از جهت اجزاى وهميه مانند اجزاى مقداريهء متوهمهء از اشياء كه در كميّات آنها مطرح مىشود و بسيط در اجزاى وهميه مانند همه چيزهايى كه كميّت ندارد .

زيادت حدود مساوق ضيق وجود است

جناب علامه در فرع چهارم مىفرمايند : هر چقدر از مرتبهء بالا به مرتبهء پايين تنزل كنيم مىبينيم كه حدود شىء افزايش يافته و وجود آن ضيق شده است و هرچه از پايين به طرف بالا مىرويم مىبينيم كه از حدود شىء كاسته شده و وجود آن وسيع شده است . تا به اعلى المراتب مىرسيم كه مىبينيم آن هر كمال وجودى را بدون قيد داراست .

اقتضاى قول به مشككه بودن وجود

جناب علامه در فرع پنجم مىفرمايند : بنابر قول به مشكّكه بودن حقيقت وجود ، وجود دو حاشيه دارد ؛ يكى شديد و يكى ضعيف ، از آن حيث كه در يك