پس روشن گرديد كه صادر اوّل از واجب بالذّات ، عقل واحد است و آن شريفترين موجود ممكن بوده ، نوع منحصر در فردى مىباشد و چون شريفترين و قديمترين موجودات در عالم وجود مىباشد در نتيجه او ، علّت موجودات غيرخودش ( از ممكنات ) بوده و واسطهء در ايجاد است « 1 » و از اينكه در او ، بيشتر از يك جهت ، وجود دارد ، باعث صدور كثير ، از او مىگردد لكن جهات كثيرى كه در عقل وجود دارد بحدّى نمىرسد كه صحيح باشد صدور موجودات پائينتر از نشأت عقليّه به مقدارى از كثرت كه در مادون نشأت عقليّه موجود است .
و از اينجا ، واجب و لازم است كه صدور عقول ، ترتّب نزولى داشته باشد ، بحدّى كه حاصل شود از جهات ، عددى و مقدارى كه كافى باشد كثرتى را كه در نشأت موجودات در بعد از عقل ، وجود دارد .
كثرت طولى و عرضى :
كثرت حاصل در نشأت بعد از عقل ، بر يكى از دو وجه تصوّر مىشود :
وجه اوّل : كثرت طولى و حصول كثرت به ملاحظهء طول است يعنى عقلى ، موجود مىشود سپس عقل ديگرى و همينطور ، عقول ، ادامه پيدا مىكند هرچه بر تعداد عقل ، افزوده مىگردد جهت يا جهات موجود در عقل و عقول نيز زياد مىشود تا منتهى گردد به عقلى كه بواسطهء آن ، جهاتى از كثرت ، محقّق ميگردد به مقدارى كه وافى است بصدور نشأتى كه بعد از نشأت عقل است پس در اينجا انواع متباينى از عقول ، موجود مىشوند هركدام از اين انواع منحصر در فردى مىباشد و انواع ، ترتّب نزولى داشته ، هرنوع عالى ، شديدتر و شريفتر از مابعد خودش بوده ، علّت تامّ در فاعليّت براى مابعد خودش مىباشد ، براى اينكه امكان ذاتى اين عقل در صدور مرتبهء بعدى كافى و آخرين عقل از سلسلهء عقول ، علّت فاعلى است براى نشأت و عالمى كه بعد از نشأت عقل مىباشد .
Footnote
( 1 ) - الهيات شفا مقالهء نهم فصل پنجم - النّجاة ص 273 - مباحث مشرقيّه ج 2 ص 501 و ص 515 - اسفار ج 7 ص 192 و ص 281 . ( شارح )