خلاصهء درس شصت و ششّم :
خير ، چيزى است كه هر شىاى طالب آن بوده ، آن را قصد و به طبع خويش بسوى آن متمايل است .
شرّ درست نقطهء مقابل خير به اين معنا است كه شرّ عدم ذات يا عدم كمال مىباشد زيرا اگر شرّ امر وجودى از چند صورت خالى نيست و در جميع صور نيز عقلا محال است و موارد موجود از شرّ نيز اين گفته را كاملا تأييد و تصديق مىكند و توضيح آن در متن درس ذكر گرديده است .
و اين اشكال را كه الم بهمعناى ادراك منافى با طبع انسان به حكم وجدان امر وجودى است از طرف مرحوم صدر المتألّهين پاسخ داده شده است و متن پاسخ صدر المتألّهين در متن درس ذكر گرديده مراجعه نماييد .
براى تحقّق شرّ دو امر لازم است :
امر اوّل : ذاتى كه متعلّق عدم واقع شده ، عدم را قبول كند .
امر دوّم : اينكه عدم از قبيل عدمى كه عارض بر ذات شده نه از قبيل لازم ذات باشد توضيح آندو در متن درس بيان شده است .
- در عالم تجرّد شرّى وجود ندارد و همه آنچه در مجرّدات موجود مىباشد خير است ، خير نيز اقسام پنجگانه دارند : يا خير محضاند يا شرّ محض يا خير آنها غالب بر شرّ آنها است يا شرّ آنها غالب بر خير آنها و يا از لحاظ خير و شرّ بودن يكسانند .
توضيح اين مطالب در متن درس ذكر گرديده است .
سابقا گفتيم كه فعل خدا يعنى موجودات امكانى در عالم ممكنات داراى تقسيمهاى گوناگون است :
1 - تقسيم وجود ممكن به مادّى و مجرّد .
2 - تقسيم موجود مجرّد به عقلى و مجرّد مثالى