متضادّ نبوده و همآهنگ مىباشد ) به جهت دليلى كه گذشت كه هر علّتى مشتمل است بر كمال معلولش بنحو اعلى و اشرف پس در عالم مثال ، نظام مثالى است كه مشابه با نظام عالم مادّه است و درعينحال از نظام موجود ، در عالم مادّه شريفتر و بالاتر است و در عالم عقل نيز ، نظامى است مطابق نظام عالم مثالى لكن اين نظام بنحو بسيطتر و شريفتر و فشردهتر و بطور اجمال موجود است و نظام ربّانى ، كه در علم ربوبى وجود دارد ، مطابقت و همآهنگى دارد با نظام موجود در عالم عقل .
نتيجهء چهارم : [ هيچ موجود ممكن مادّى ، يا مجرّد علوى و سفلى موجود نيست جز اينكه آن از هرجهت ، آيت و نشانهء واجب بالذّات بوده ]
هيچ موجود ممكن مادّى ، يا مجرّد علوى ( افلاك و . . . ) و سفلى ، ( عالم مادّه و عالم طبائع ) موجود نيست جز اينكه آن از هرجهت ، آيت و نشانهء واجب بالذّات بوده و كمال وجودى آن ، حكايت از كمال مطلق واجب بالذّات مىكند ( چون او موجد اين موجودات مىباشد . و اعطاءكنندهء همهء كمالات به همهء ممكنات است و بديهى است كه معطى شىء نمىتواند خود ، فاقد آن باشد ) .