تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢

خلاصهء درس پنجاه و هفتم :

برهان صدّيقين اساسىترين برهان بر وجود باريتعالى ، برهانى است كه مشتمل بر حركت بسوى خدا از طريق وجود مىباشد . اين برهان از قبيل برهان انّى بوده و از طريق لازمى از لوازم وجود بلازم ديگرى پى برده مىشود . از اين برهان تقريرهاى گوناگونى انجام گرفته از جمله آنها دو تقرير است يكى توسّط مرحوم سبزوارى در حاشيهء اسفار و ديگرى از ناحيهء مرحوم ملّاصدرا انجام گرفته است . تقرير مرحوم سبزوارى دو مقدّمه دارد : مقدّمهء اوّل : اينكه حقيقت وجوديكه عين اعيان و متن واقع و حاقّ آن است همان حقيقت مرسله و افاضه‌شده از ناحيهء خداوند در ميان موجودات ممكن هست كه عدم در آن ممتنع است علّت آن در متن درس بيان گرديده است . مقدّمهء دوّم : حقيقت مرسله و افاضه‌شده از ناحيهء صنع ربوبى كه عدم بر آن ممتنع و محال مىباشد واجب است كه بالذّات موجود باشد و نتيجه اين دو مقدّمه اين است كه حقيقت وجود مرسله و افاضه‌شده كه عدم در آن راه ندارد و عدم آن ممتنع است واجب بالذّات است و اين است مطلوب ما ، اشكالى در اين برهان واقع شده كه امتناع عدم بر وجود موجب اين نمىشود كه وجود ، واجب بالذّات باشد و گرنه وجود هر ممكنى واجب بالذّات مىشد علّت آن و پاسخ از اين اشكال در متن درس بيان گرديده است . خلاصهء تقرير مرحوم ملّاصدرا اين است : وجود يا از غيرخودش بىنياز است يا به ملاحظهء ذاتش نيازمند به غير مىباشد اوّلى واجب الوجود و آن صرف وجود بوده ، از جهت وجود ، تام‌ّتر از او موجودى نيست و دوّمى براى