تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
توافق آنها بر كذب محال باشد و از خبر آنها به انسان علم بصدور آن پيدا شود مثل خبر دادن بوجود مكّه در سرزمين عربستان ) . 3 - تجربيّات ( تجربيّات قضايايى هستند كه از طريق تجربه به آنها حاصل شده و موجب علم به مجهول مىباشد مثل علوم تجربى ) . 4 - فطريّات ( فطريّات قضايايى هستند كه فطرت هر انسانى به صحّت آن حكم مىكند ولى دليل صحّت آن هميشه با خود قضيّه در ذهن حضور دارد مثل عدد 10 بزرگتر از 5 مىباشد . 5 - وجدانيّات قضايايى كه تصديق آنها ، متوقّف بر حسّ باطن و وجدانى هر انسانى است مثل خوبى عدل و احسان و بدى ظلم و ستم ، و اوّليّات . از ميان اين بديهيّات ششگانه : اولى بقبول ، اوليّات مىباشد . اوّليّات ، قضايائى هستند كه در تصديق به آنها مجرّد تصوّر موضوع و محمول ، كافى است در مثل قول ما « كلّ از جزءاش بزرگتر است » و « شىء ، ثابت است لنفسه » . ( اين ، در قضاياى حمليّه امّا در قضاياى شرطيّه ) قضاياى اوّلى ، قضايائى هستند كه مجرّد تصوّر مقدّم و تالى در مثل اين قضيّه : « عدد يا زوج است يا فرد » در تصديق به آنها ، كافى است . و در ميان اوّليّات نيز اولى به قبول ( يعنى شايسته‌تر و مقبول‌تر ) قضيّهء : امتناع اجتماع نقيضين و امتناع ارتفاع نقيضين مىباشد ، اين مطلب را اين قول ما روشن مىكند : « يا اينكه ايجاب ، صادق است و سلب ، كاذب و يا سلب ، صادق و ايجاب ، كاذب » و اين يك قضيّهء منفصلهء حقيقه‌اى است كه هيچ قضيّهء نظرى و نه هيچ قضيّهء بديهى در افادهء علم ، از آن بىنياز نيست حتى اوّليّات زيرا قول ما مثلا « كلّ از جزءاش بزرگتر است » وقتى مفيد علم است كه از نقيض‌اش منع كند و نقيض آن باطل باشد ( و آن ، اين است كه كلّ از جزءاش بزرگتر نيست ) . پس قضيّهء منفصلهء حقيقيّه كه در بالا ذكر شد اوّلين قضيّه‌اى است كه بايد مورد تصديق قرار گيرد و جميع علوم نظرى و بديهى در ضمن قياس استثنائى به آن منتهى مىگردد و علم به آن تمام مىشود و اگر در صحّت و بديهى بودن اين قضيّه ، شكّى وجود