مادّيات و آثار مادّه ، مستند به اين عقول است هريك از حلقههاى اين سلسله ، نوعى است كه منحصر در فردى و اينكه كثرت اين حلقهها كثرت طولى مترتّب و منتظم از علل فاعلهاى است كه شروع شده از اوّلين عقلى كه از مبداء الهى ( و مبداء اوّل ) صادر شده و سلسلهء عقول ، ادامه پيدا كرده به نزديكترين عقول به ماديّات و آثار مادّه منتهى مىگردد و از اينجا ، متعيّن مىگردد كه ماديّات و آثار مادّه ، مستند به عقلى است كه نزديكترين عقل ، به ماديّات به شمار مىرود و اين عقل را فلاسفهء مشّاء « عقل فعّال » مىنامند .
آرى برخى از فلاسفهء اشراق در وراء عقول طولى و پايين از آنها ، عقول عرضيّه را اثبات كردهاند و از آنها بنام « ارباب انواع مادّى » نام بردهاند و لكن آنان ، معتقدند كه وجود هر نوعى همراه افراد مادّى و كمالات مربوط به افراد ، همه مستند به ربّ اين نوع و مثال ( و خداى ) اين نوع مىباشد .
نكته
تذكّر اين نكته در آخر اين بحث لازم است كه نظير بيان و دليلى كه در صور علميّه كلّى در مورد افاضهكنندهء آنها گفته شد به عينه در صور علميّه جزئيّه نيز ، جارى است به اين ترتيب كه افاضهكنندهء صور علميّهء جزئيّه ، جوهر مفارق مثالى است و در آن ، جميع صور جزئيّه به نحو علم اجمالى ، جمع شده است و نفس به قدر استعدادش با اتّحاد با اين جوهر مفارق مثالى ، صور مناسب را از آن مبدأ دريافت مىدارد .