فصل هفتم در حدوث و قدم بحقّ « 1 »
معناى حدوث بحقّ اين است كه وجود معلول مسبوق و متأخّر از وجود علّت تامّهاش باشد و ( ملاك آن ، اين است كه ) نسبت سبق ( و تقدّم ) و لحوق و ( تأخّر ) بين دو وجود ( علّت تامّه و معلولش ) ملاحظه و اعتبار شده است نه بين ماهيّت موجود براى معلول و بين علّت همانطور كه در حدوث ذاتى چنين مىباشد .
دليل گفتار بالا اين است كه حقيقت ثبوت و تحقّق در متن واقع تنها براى وجود است نه ماهيّت ( يعنى اصالت در متن واقع با وجود است نه با ماهيّت ) و براى علّت و بخصوص علّت مطلقهء واجب كه تمام امور به او منتهى مىگردد جز استقلال و غنى و بىنيازى نمىتواند وجود داشته باشد و براى وجود معلول جز تعلّق ذاتى به وجود علّت و جز فقر ذاتى نسبت به علّت و جز قوام ذاتى با علّت نمىتواند داشته باشد .
و بديهى است كه موجود مستقّل و بىنياز ( از غير ) يعنى علّت ، قبل از متعلّق فقيرش كه همان معلول بوده كه قوامش به علّتش مىباشد خود متقوّم بالذّات مىباشد پس وجود معلول ، حادث است به اين معنى كه وجودش مسبوق به وجود علّتش مىباشد و وجود علّتش نسبت به معلولش قديم بوده ، مقدّم بر وجود معلولش مىباشد :
هامش
( 1 ) - اسفار ج 3 ص 249 و ص 250 . ( شارح )