تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
كه داراى مادّه مىباشد نمىتواند اجزاى بىنهايت و لايتجزّى داشته باشد ) . آرى براى زمان نهايت و تمام شدن وجود دارد منتها تمام شدن زمان و نهايت آن با تمام شدن حركت و انقطاع آن از دو طرف ابتدا و نهايت كه معروض مقدار ( و زمان ) مىباشد صورت مىپذيرد ( از اين‌جهت مىتوان گفت كه زمان محصور بين دو « آن » است آن شروع حركت و آن پايان حركت )

[ 6 . قدّم يك شىء بر زمان نمىشود جز به تقدّم غيرزمانى ]

امر ششّم : تقدّم يك شىء بر زمان نمىشود جز به تقدّم غيرزمانى ( از انواع تقدّم ) مثل تقدّم علّت وجود زمان بر زمان و تقدّم علّت حركت بر زمان و تقدّم موضوع حركت بر زمان . ( چون موضوع حركت علّت ناقصه حركت محسوب مىشود و تقدّم بالطّبع بر حركت دارد و در نتيجه بر زمان نيز تقدّم دارد با توجه به اين مطلب فوق مىتوان اين گونه نتيجه گرفت تقدّم يك شىء بر خود زمان نمىتواند تقدّم زمانى باشد زيرا لازمه آن اين است كه پيش از زمان زمانى تحقّق داشته باشد و اين نيز محال است )

[ 7 . قبليّت و بعديّت زمانى بين دو شىء محقّق نمىشوند مگر اينكه بين آن دو شىء ، زمان مشتركى باشد ]

امر هفتم : قبليّت و بعديّت زمانى بين دو شىء محقّق نمىشوند مگر اينكه بين آن دو شىء ، زمان مشتركى باشد كه اين دو شىء هردو بر آن زمان مشترك منطبق مىشوند از اينجا اين نكته ظاهر مىشود كه هنگاميكه قبل زمانى نسبت به حركتى يا متحرّكى متحقّق شود اين تحقّق ، ايجاب و اقتضاء مىكند تحقّق زمان مشتركى بين آن‌دو ( يعنى بين قبل زمانى و حركت بعدى يا متحرّك بعدى موجود باشد كه هردو را فراگيرد ) و لازمهء وجود زمان مشتركى بين دو شىء ، تحقق حركت مشتركى ( بين آن‌دو ) است ( زيرا حركت ، موضوع ، زمان است و بدون تحقّق موضوع زمان مشترك بين آن دو شىء محقق نمىگردد ) و لازمهء وجود حركت مشترك بين آن دو تحقّق مادّهء مشتركى بين شىء متقدّم و متأخّر است .

معناى دهر و سرمد در رابطهء زمان با ايندو

اعتبار زمان ( همواره ، ) مقارن با حركتها مىباشد « 1 » و زمان مقدار متغيّرى بوده كه
هامش
( 1 ) - طبيعيّات شفا سيزدهّم از ثانيهء اوّل - اسفار ج 3 ص 104 و ص 105 - عيون الحكمة ص 42 - التّحصيل