تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
- از مطالب ياد شده در اين فصل سه نتيجه زير حاصل مىگردد : 1 - حركت در حركت عرضى يعنى اندراج انواع كثيرى تحت جنس واحد قريب ، بسيط مىباشد و در حركت طولى ، مركّب است ، علّت آن در متن درس بيان گرديده است . 2 - حركت نزولى به اين ترتيب كه موضوع از شدّت بسوى ضعف و از كمال به سوى نقص سلوك و حركت كند معناى محصّلى ندارد و دليل آن در متن درس توضيح داده است پس حركت تضّعفى كه در ابتدا به نظر مىرسد كه حركت از شدّت بسوى ضعف و از كمال بسوى نقص مىباشد . اين حركت ، حركت بالعرض بوده ، تابع حركت ديگر اشتدادى است با توضيحى كه در متن درس بيان گرديده است . 3 - هر حدّى از حدود حركت محدود است به ابتداء كه از آنجا شروع مىشود و نهايت كه به آن ختم مىگردد ، اين گفتار با آنچه سابقا گذشت كه حركت نه اوّل دارد و نه آخر منافاتى ندارد توضيح اين نتيجهء و علّت عدم منافات در متن درس بيان گرديده است . - حركت جوهرى يا غيرجوهرى محرّكى لازم دارد غير از متحرّك پس محّرك همان فاعلى است كه متحّرك را به وجود آورده است و آن جوهر مفارقى است براى مادهء كه صورت جوهرى را براى مادّه ايجاد و مادّه را با آن صورت جوهرى قوام مىبخشد و صورت نيز در فاعليّت فاعل شريك مىباشد . حال بيان اينكه چرا حركت مطلقا نياز به محرّك و فاعل دارد و فاعل در حركت عرضى كدام است ؟ و در حركت جوهرى كدام ؟ آيا در اين‌جا دو جعل وجود دارد يكى جعل موضوع به تنهائى و ديگرى جعل حركت در موضوع ، اينها مسائلى است كه در اين درس به تفصيل از آنها و پاره‌اى ديگر از مسائل مربوط به آنها گفتگو به ميان آمده است .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 236 | الشيخ حسين الحقاني