فصل هشتم در تبيين قول بوقوع حركت در مقولهء جوهر و اشاره به اصول مسائلى كه متفرّع بر اين مسأله است
قول به منحصر بودن حركت در مقولات چهارگانهء عرضى ( كمّ و كيف و اين و وضع ) كه ( در فصل سابق ) گفته شد گرچه آن ، معروف بوده و از قدماء فلاسفه نقل شده است « 1 » و لكن آنچه از كلمات آنها حكايت و نقل شده خالى از اشاره به اين نيست كه حركت در مقولهء جوهر نيز واقع است و لكن تصريحى بر آن ننمودهاند .
اوّلين كسى كه از فلاسفه معتقد به آن شده و كلام پربار و مشبع در اثبات آن ذكر كرده است صدر المتألّهين ( ره ) مىباشد و اين قول نيز حقّ بوده ( خالى از قوّت نمىباشد ) همانطور كه در فصل دوّم اين مرحله ، بر آن اقامه برهان كرديم .
« صدر المتألّهين » ( ره ) بدلائل و وجوه مختلف بر مختار خود ، احتجاج نموده است . « 2 »
دليل اوّل :
واضحترين اين وجوده و أدلّه اين است كه حركات عرضى ، وجودى سيّال بوده ، متغيّر
هامش
( 1 ) - طبيّعيات شفا - اسفار ج 3 ص 11 و ص 85 و ص 105 و ص 107 - التّحصيل ص 426 - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 583 و ص 593 . ( شارح )
( 2 ) - اسفار ج 3 ص 61 و ص 64 و ص 67 . ( شارح )