درس چهل و دوّم ( 42 )
فصل سوّم در توضيح بيشترى در حدّ ( يعنى تعريف ) حركت و آنچه كه متوقّف بر آن است « 1 »
سابقا گفتيم كه حركت يك نحو وجودى است كه شىء بوسيله آن تدريجا از قوّه بسوى فعليّت خارج مىگردد يعنى حركت يك نحو وجودى است اجزاء فرض شده براى وجودش ، در يك جا مجتمع نيستند و بعبارت ديگر هر حدّى از حدود وجود شىء ، فعليّت است براى جزء سابق مفروض و قوّه است براى جزء لا حق مفروض پس حركت ، خارج شدن شىء از قوّه به فعليّت است بطور تدريجى « 2 »
هامش
( 1 ) - تلويحات ص 11 - طبيعيّات شفا فنّ اوّل مقالهء دوّم اسفار اوّل - النّجاة ص 105 - التّحصيل ص 418 و ص 420 - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 547 و ص 549 و ص 550 - اسفار ج 3 ص 21 و ص 31 و ص 26 و ص 28 . ( شارح )
( 2 ) - و معناى تدريج يك معناى بديهى است و حسّ بر بداهت اين معنى ، دلالت كافى دارد و تعريف بالا براى حركت ، تعريف حقيقى نيست زيرا تعريف حقيقى ( و حدّ ) مال ماهيّت است و حركت از سنخ وجود بوده ، ماهيّتى ندارد . ( مؤلّف )