تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

فصل پانزدهم در علّت جسمانى

علل جسمانى ( كه عبارت از صورتهاى نوعى منطبع در جسم است ) از لحاظ آثار و عدّه ( و شمارش و عدد ) و مدّت ( و زمان ) و شدّت متناهى مىباشد « 1 » زيرا جوهر و اعراض انواع جسمانى ، متحرّك مىباشند پس طبيعت‌هاى انواع جسمانى ( از قبيل صور نوعيّهء آنها كه مبداء صدور آثار آن انواع مىباشد ) و قواى فعّال آنها همه ، منحّل و منقسم به ابعاضى مىشوند كه هريك از آنها محفوف و پيچيده به دو عدم سابق و لاحق مىباشد و نيز هريك از اين ابعاض به ملاحظهء ذات و اثر ، محدود مىباشد و نيز فاعليّت علل جسمانى ( و اثرگذارى آنها ) تنها با وضع خاصّى است كه بين اين علل جسمانى و مادّهء منفعله ( يعنى مادّه‌اى كه اثر ، بر روى آن واقع مىگردد ) موجود است و در تحليل و توجيه اين ( خاصيّت و ويژگى اخير علل جسمانى ) فلاسفه چنين گفته‌اند : « چون علل جسمانى در وجود خود نيازمند مادّه هستند پس در ايجاد و اثرگذارى خود نيز كه فرع وجود علل جسمانى است نيازمند به مادّه است . و معناى اينكه علل جسمانى در ايجادشان نيازمند مادّه است اين است كه براى علل جسمانى ، به سبب مادّه در رابطه با معلولشان وضع خاصّى حاصل شود و از اين‌جهت قرب و بعد و اوضاع در كيفيّت تأثير علل جسمانى دخيل بوده ، مؤثّر مىباشد » « 2 »
هامش
( 1 ) - طبيعيّات شفا فنّ اوّل مقالهء سوّم فصل دهّم - التّحصيل ص 601 و ص 603 و ص 605 و نمط ششّم از شرح اشارات شوارق فصل سوّم مقالهء سوّم - اسفار ج 3 ص 221 و ص 232 و ص 242 - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 501 و ص 507 التّلويحات ص 59 . ( شارح ) ( 2 ) - شوارق فصل سوّم مسألهء چهارم - اسفار ج 2 ص 377 و ص 380 و ج 3 ص 101 - مباحث مشرقيّه ج 1
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 153 | الشيخ حسين الحقاني