تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
اجمال لحاظ شده و شوق در آن آشكار گرديده ، شوقى كه از تخييل صورت فعل منبعث گشته است وجود دارد پس طفل مثلا استقرار در مكانى غير از مكانى كه در آنجا ايستاده است را تصوّر و بدنبال آن شوقى در او هويدا مىگردد و باعث اين مىشود كه طفل ، آن مكان را ترجيح داده و حركت بسوى آن را شايسته فرض نموده و اجمالا حكم برجحان آن مىكند و شوق او شديدتر شده سپس اراده مىكند و بدنبال آن راه مىافتد بدون اينكه فعل ( و حركت ) او مسبوق ( و متأخّر ) به علم تفصيلى باشد بطوريكه با حكم برجحان فعل ، فعل او تامّ و تمام مىگردد نظير گوينده و متكلّمى است كه از روى ملكهء نفسانى خويش ، كلامى را با حرفى بعد از حرفى بيان مىكند بدون تصوّر و تصديق قبلى درحاليكه فعل او از روى علم بوده و اين فعل از روى اختيار از او صادر گشته است .

نكتهء قابل ذكر :

اين نكته نيز قابل ذكر است كه غايت در برخى از حركات طبيعى و يا در برخى از موارد حركات ارادى ، منقطع شده يعنى به غايت موردنظر نايل نيامده و باطل گرديده است و اين نوع از فعل در اين‌هنگام « باطل » « 1 » ناميده مىشود و لكن اين دو مورد با مطالب ذكرشده در سابق منافاتى ندارد و ضررى به آنها نمىرساند زيرا منتفى بودن غايت در فعلى ، يك امر و منتفى بودن غايت به انقطاع حركت و بطلان آن ، امر ديگرى است و مدّعاى ما امتناع اوّلى است نه دوّمى و اين نيز ، ظاهر و روشن است .

مبادى فعل ارادى

مبادى فعل ارادى ، نيز مترتّب است به همان نحوى كه سابقا گفته شد به اين ترتيب كه قوّهء عامله در انسانها موجود بوده و فعل بر آن مترتّب است و قوهء عامله نيز مترتّب بر اراده بوده و اراده نيز مترتّب بر شوق و اشتياق انسان به عمل بدون اينكه اراده‌اى متخلّل بين آن دو شود و شوق و اشتياق به فعل نيز مترتّب بر صورت علميّه فكرى يا تخيّلى است بدون اينكه
هامش
( 1 ) - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 563 ( شارح )