صورت تفكر و تخيّل ، انسانها را بسوى غايت فعل دعوت مىكند پس اين سه مبدأ غيرارادى براى ايجاد افعال انسانها است « 1 » .
امّا قوّه عامله ، همان مبدأ طبيعى است كه بالفعل براى آن شعورى نيست و غايت آن ، همان چيزى است كه حركت به آن منتهى مىگردد و اين مبدأ از شؤون فاعلهاى طبيعى به شمار مىرود و امّا دو مبدأ ديگر يعنى قوّهء شوقيّه ( يعنى قوّه و مبدائى كه در انسان ايجاد ارادهء و عشق و علاقه به انجام فعل مىكند ) و صورت علميّه ( يعنى صورت ذهنى اشياء ) غايت ايندو چهبسا همان غايت قوّهء عامله بوده باشد كه عبارت از چيزى كه حركت به آن منتهى مىگردد و در اينصورت مبادى سهگانه ( قوّهء عامله و قوّه شوقيّه و صورت علّميه هرسه ) در غايت ، با هم متّحد مىشوند مثل كسى كه اوّل استقرار در مكانى را غير مكانى كه در آنجا ايستاده است تخيّل مىكند ( صورت علمى ) سپس بسوى آن اشتياق پيدا مىكند ( قوّه شوقيّه ) و بعد از آن بسوى مكان مزبور حركت كرده ، در آن مستقرّ مىگردد ( قوّهء عامله ) .
و چهبسا ممكن است كه غايت مبدأ شوقيّه و صورت علمى ، غير غايت قوّهء عامله باشد مثل كسى كه مكانى را غير از مكانى كه در آنجا ايستاده تصوّر مىكند ( صورت علميّه ) سپس براى ملاقات دوستش ( قوه شوقيّه ) بسوى آن مكان منتقل مىشود ( قوّه عامله ) ( امّا نه براى استقرار در آن مكان بلكه براى ديدار و ملاقات با دوستش ) .
موارد گوناگون مبداء علمى :
مبداء بعيد براى فعل يعنى صورت علمى ( و ذهنى ) چهبسا تنها تخيّلى مىشود بحضور صورت فعل ( در تخيّل ) بدون اينكه فكر و نظر همراه آن باشد ، و چهبسا ممكن است كه صورت علمى تنها جنبهء فكرى داشته و به اعمال فكر و قواعد آن اكتفاء گردد و در اين صورت ناچار تخيّل جزئى براى فعل ، همراه آن موجود است و همچنين صورت علمى گاهى به تنهائى مبدأ شوق و اشتياق به عمل در انسان مىباشد و چهبسا مبداء شوق و اشتياق در
هامش
( 1 ) - مرحلهء ششّم فصل 15