تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
اراده و قصد شده است پس غايت قبل از فعل ، مراد و مقصود براى فاعل است و در صورت دوّم يعنى در صورتى كه تحريكى از فاعل براى تحقّق غايت ، واقع نشده باشد و فعل ، همان غايت باشد در اين صورت ارادهء فعل و علم به آن ، همان اراده براى تحقّق غايت و علم به غايت مىباشد . امّا قول فلاسفه در اين مقام : « انّ الغاية قبل الفعل تصوّرا و بعده وجودا » غايت ، قبل از فعل و قبل از تحقّق ، همان تصوّر فعل و تصوّر تحقّق آن بوده و بعد از انجام فعل ، وجود فعل و تحقّق آن مىباشد ، با قول ما در بالا منافاتى ندارد . زيرا اين قول فلاسفه در غير غايت طبايع ( يعنى در فاعلهاى غيرطبيعى ) ، تامّ و تمام است ( نه در غايت طبايع و فاعلهاى طبيعى زيرا فاعلهاى طبيعى فاقد علم و شعور مىباشند . و امّا كلام ديگر فلاسفه : « انّ العلّة الغائيّة علّة فاعليّة لفاعليّة الفاعل » يعنى « علت غائى براى فاعليّت فاعل ، علّت فاعلى است » خالى از مسامحه و مناقشه نيست زيرا فاعل‌هاى طبيعى ، داراى علم نيستند و حضور علمى اشياء براى اينها وجود ندارد به اين معنى كه اينها قبلا غايات فعل خود را در ذهن احضار و تصور كنند تا فاعليت را براى فاعل ، اعطا نمايند و اما به حسب وجود خارجى ، وجود غايت ، مترتّب بر وجود فعل است و وجود فعل از وجود فاعل از جهت اينكه فاعل است متأخّر مىباشد ( پس وجود غايت از وجود فاعل از اين جهت كه فاعل است متأخّر مىباشد و قهرا وجود غايت كه متأخّر از وجود فعل است نمىتواند در فاعليّت فاعل مؤثّر باشد ) و از اينجا است كه ميگوئيم محال است غايت ، علّت فاعليّت فاعل باشد . اما فاعل‌هاى غيرطبيعى كه داراى علم ( و شعور مثل انسان و ساير حيوانات ) هستند دو گونه مىباشند : گونهء اوّل : اينكه غايت اينها عين فعلشان و فعلشان معلول فاعلشان ( و در نتيجه ، غايت ، معلول فاعلشان مىباشد ) و بديهى است كه محال است معلول ، علّت علت خودش باشد ( چون معلول در مرتبهء متأخّر از علّت است و متأخّر نمىتواند ، علت شىء مقدّم يعنى علّت علّت خودش باشد ) . گونهء دوّم : اينكه وجود غايت فعل فاعلهاى داراى علم ، مترتّب بر وجود فعل و متأخّر